خوب گرديده ادرار زياد مىكند و رنگ آن روشن شده است . گفتم تنقيه را تكرار كنند . در آزمايش ادرار مقدار آلبومين به 5 سانتىگرم رسيد . نمك ادرار به 5 / 6 افزايش يافت . متعاقبا اطلاع دادند حال بيمار كاملا خوب شده است . دستور شيره خنكهائى به او دادم . گفتم انجير هم به او بخورانند و در ملين ساختن مزاج كوتاهى نورزند . بيمار بهبودى كامل يافت .
در تاريخ 4 / 1 / 27 او را بمطب آوردند حالش خوب و مشغول ديد و بازديد عيد بود به لحاظ رعايت سلامتىاش او را از انجام اين برنامه منع كردم . بعد از سيزده نوروز بمدرسه رفت دستور دادم از ورزش معاف گردد و ادرار نيز بار ديگر به آزمايش داده شود .
در تاريخ 31 / 1 / 27 آزمايش ادرار نمود از آلبومين اثرى بود و زير ذرهبين خون ديده مىشد . دستور دادم مواظب كليههاى او باشند و دستورات را عمل كنند .
* * * بانوى محترم ( والده جناب م . ع . و ) كه بيش از 80 سال دارند از چند سال پيش دچار خستگى كبد و كيسه صفرا شدند در نتيجه كليهها نيز ناتوان و خسته گشتند . تنبلى روده هم مزيد بر علت بود . چند سال قبل نيز دچار بيمارى عفونت رودهاى سخت شده بودند كه درمان نمودم . از آن پس چند بار دچار اختلال معده و روده شدند كه نياز به تزريق سرم گلوكز و داروهاى ديگرى حاصل مىنمودند .
پس از مدتى تعدادى دملهاى كوچك در سطح بدنشان ظاهر گرديد و بالاخره يكى از آنها به علت رشد زياد در بيمارستان انگليسىها عمل گرديد . آزمايشها و درمانهاى مقتضى همه گونه در بيمارستان به عمل آمد . پس از خروج از بيمارستان باز احساس خارش و ناراحتى مىنمودند بالاخره به اينجانب مراجعه كردند . در آزمايش خون مقدار دو گرم قند و مقدار زيادى اوره بود ولى گليكوزورى نداشتند . چند روزى مقدار ده واحد انسولين تزريق كردم بهبودى يافتند و بعد تزريق را متوقف كردند .
در تاريخ 24 / 8 / 24 ناهار مقدارى باقلا پلو و تخممرغ خوردند . به علت مسموميت از غذا دچار استفراغ و اسهال گشتند . با شربت اتر و تزريق كامفر و تجويز ويتامين ب از خطر جلوگيرى نمودم . اما تشنج به منتهى درجه شدت رسيده بود . دست و پا و تمام اعضاى بدن چنگ مىشدند و چند نفر او را مالش مىدادند تا از تشنج و درد بكاهند . در اين حال دستور تزريق سرم فيزيولوژى دادم . اطباء ديگر هم تئوبرومين تجويز كردند نتيجهاى حاصل نشد .
كليهها به كلى از كار افتادند . در مثانه بول نبود ( آقاى دكتر تيكران ميل در مثانه وارد كردند بول وجود نداشت ) در اين هنگام حولههاى داغ و خشكى روى كليهها گذاشتم در نتيجه واكنش ، گردهها به كار افتادند . رفع تشنج ( اسپاسم ) آنها گرديد . همچنين تجويز تنقيهاى مركب از شكر سرخ ، تاجريزى ، گل خطمى ، گل پنيرك نمودم . پس از عمل مزاج ، تنقيه ديگرى
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٠٦