پاؤ آثار عسل مصفى پنج توله بدستور طيار نمايند
نوع ديگر از حكيم محمد رضا خان حكيم علوى خان
صفت آن
ياقوت رمانى يك مثقال مرواريد ناسفته كهرباى شمعى بسد گل ارمنى طباشير گل گاو زبان مكد دو مثقال ورق نقره نيم مثقال تخم خرفه پنج مثقال شربت فواكه پنج وزن ادويه قند سفيد برابر مجموع بطريق مقرر طيار سازند
نوع ديگر
[ صفت آن ]
ياقوت سرخ ياقوت زرد لعل بدخشى عقيق يمنى يشب سفيد يشب سبز مرواريد ناسفته زهرمهرهء خطائى كهرباى شمعى مرجان بسد احمر هر يك شش ماشه در گلاب و عرق بيدمشك و عرق گاو زبان سحق بليغ نموده كشنيز خشك گل گاو زبان هريك نه ماشه گل سرخ طباشير سفيد ابريشم مقرض صندل سفيد بگلاب سوده هر يك شش ماشه تخم خرفهء مقشر يك توله كوفته بيخته در آب انار شيرين و آب سيب شيرين هر يك نيم آثار عرق بيدمشك پاؤ آثار قند سفيد نيم آثار بقوام آرند و ورق نقره يك توله ورق طلا شش ماشه عنبر اشهب سه ماشه اضافه ساخته على الرسم مرتب سازند مجربست
ياقوتى بارد جهت خفقان و ماليخوليا و وسواس مفيد
صفت آن
لولوى غير مثقوب شش ماشه بسد كهربا لعل بدخشى هر يك دو ماشه ياقوت زرد يك نيم ماشه يشب سفيد دو ماشه بهمنين صندل سفيد صندل سرخ طباشير زهرمهرهء سوده هر يك سه نيم ماشه مغز تخم خيارين تخم خرفهء مقشر مغز تخم كدوى شيرين مغز تخم تربوز هر يك دو درم عنبر اشهب مشك خالص هر يك يك نيم ماشه ورق نقره توله بدستور مقررى طيار سازند و گاهى قدرى كافور نيز اضافه كرده شد و نافع ديده
[ ياقوتى بارد تحفه كه حكيم علوى خان به جهت مرزا ابو الحسن خان تجويز نمودند ]
ياقوتى بارد تحفه كه حكيم علوى خان به جهت مرزا ابو الحسن خان تجويز نمودند براى خفقان و ضعف قلب و معده و غلبهء صفرا و براى مراق و ريح بواسير مجربست و درد گرده و مثانه و امعا را كه از غلبهء صفرا مىشد و از قى ساكن مىگرديد نافع شد
صفت آن
آلوبخارا پنجاه دانه عناب ولايتى بست عدد خوبانى نه دانه زرشك منقى پنج درم آلوبالو پنج درم تمر هندى هفت توله گل گاو زبان دو توله شب در عرق گاو زبان و گلاب و عرق بيدمشك و عرق نيلوفر و عرق شاهتره هر يك پاؤ سير بخيسانند و صاف نموده آبليمو آب اترج آب انار شيرين از هر يك پاؤ سير ترنجبين بست درم داخل كرده بجوشانند و صاف نمايند پس بگيرند ياقوت مرواريد زمرد هر واحد چهار ماشه كهرباى شمعى هفت ماشه گل گاو زبان شش ماشه طباشير صندلين ابريشم مقرض هر يك يك توله عنبر اشهب مشك خالص كافور ورق طلا هر يك دو ماشه ورق نقره پنجاه عدد بدستور مرتب سازند شربت از شش ماشه تا يك توله است
نوع ديگر مقوى اعضاى رئيسه و معمولست
صفت آن
گاو زبان گل گاو زبان صندل سفيد بگلاب سوده هر يك سه درم طباشير يشب سبز هر يك دو درم مرواريد كهربا بسد ياقوت هر يك يك نيم درم كشنيز مقشر خرفهء مقشر هر يك دو درم ابريشم مقرض يك نيم درم گل سرخ سه درم دانهء هيل دو درم پوست ترنج يك نيم درم زرشك سه توله ورق طلا دو درم ورق نقره سه درم شربت انار شيرين ولايتى نيم پاؤ قند سفيد پاؤ آثار گلاب نيم پاؤ مشك عنبر هر واحد ربع درم زعفران يك درم مرباى آمله و هليله هر واحد پنج عدد بدستور سازند
[ ياقوتى بارد حافظ صحت بدن و روح ]
ياقوتى بارد حافظ صحت بدن و روح و مستعمل در ناقهين محرورى مزاج براى تقويت قوى و حرارت غريزى و تعديل مزاج منحرف عديل و سهيم ندارد و مجرب و مخترع حكيم ذكاء الله خانست
صفت آن
مرواريد ناسفته طباشير ياقوت سرخ يشب سبز شفاف هر واحد يك درم زهرمهرهء اصيل عنبر اشهب مشك خالص زعفران هر يك نيم درم بگلاب و عرق بيدمشك حل نموده صندل سفيد و سرخ