پوست هليلهء كابلى آملهء منقى پوست بليله كشنيز خشك باديان هر يك پنج درم برنگ كابلى مقشر دو نيم درم مجموع را نيمكوفته در آب گرم خيسانند و شب در هوا دارند و صبح صاف كرده بنوشند و بايد كه پنج روز به اين مداومت كنند و اگر مرض قوى بود تا هفت روز
نقوع كه از براى حرقت بول و سوزاك بتجربه رسيده
صفت آن
پوست بيخ فالسه يك دام ريزهريزه كرده در آب شب تر كنند و صباح اندكى ماليده صاف نموده بنوشند ايضا كتيرا صمغ عربى هر يك دو ماشه شب در آب تر كنند و صباح ماليده يا سائيده صاف نموده بنوشند
نقوع كه سوزاك و سيلان منى را مجربست
صفت آن
كشنيز خشك باديان هر يك دو مثقال كوكنار نيم مثقال تا يك مثقال هر سه را جوكوب نموده در سفال آب ناديده يك نيم پاؤ آب انداخته شب تر نمايند و صبح بىماليدن صاف نموده بنوشند تا يك هفته و در كتاب مجربى مرقومست كه نبات سفيد يك دام داخل كرده و شهد يك نيم ماشه و طباشير سوده يك ماشه ليسيده بنوشند كه شخصى را در دوازده روز صحت شده
ايضا جهت سوزاك كهنه و بول الدم مجرّب
صفت آن
زردچوب نيم توله آمله يك توله نيمكوفته شب به آب تر كنند و صبح آب صاف او گرفته عسل دو توله آميخته بنوشند و در نسخهء ديگر بجيسار كشنيز خشك هر يك توله بجاى عسل داخلست
ايضا كه در رفع حرقت و اصلاح قرحه بتجربه رسيده
صفت آن
نخود سياه گيرو هر يك يك توله هر دو نيمكوفته در يك نيم پاؤ آب تر كرده نگهدارند صبح سائيده در همان آب صاف كرده بنوشند و اگر خواهند يك توله نبات داخل كرده بنوشند وقت تشنگى لسى شير گاو خورند
نقوع كه جهت كثرت طمث مجربست
صفت آن
آملهء منقى باديان هر واحد يك توله شب در آب تر نمايند صباح ماليده صاف نموده شكر سفيد يك توله داخل كرده بخورند
نقوع براى حمى صفراوى از بياض اوستاد مرحوم
صفت آن
گل سرخ گل بنفشه گل نيلوفر تخم كاسنى نيمكوفته عنب الثعلب هر يك شش ماشه خيسانيده صاف نموده شيرهء تخم كاهو شيرهء خيارين هر يك شش ماشه نبات دو توله داخل كرده بنوشند
ايضا جهت تپ صفراوى مع لرزه و سرما
صفت آن
عنب الثعلب هفت ماشه گل بنفشه شش ماشه گل نيلوفر هفت ماشه اصل السوس چار ماشه خطمى خبازى هر يك پنج ماشه شاهتره شش ماشه تخم خيارين كوفته نه ماشه در آب گرم تر نموده صبح ماليده صاف كرده نبات خاكشى داخل كرده بنوشند
نقوع براى تپ و لرزه و تپهاى كهنه از مجربات حكيم واحد على
صفت آن
تخم كاسنى گلوى سبز هر يك شش ماشه چرايتهء تلخ پنج ماشه ريوند چينى دو ماشه نيمكوفته بشب در آب خيسانيده صبح صاف كرده بنوشند
نقوع براى سرخ باده
صفت آن
سرپهوكه پنج درم برگ نيم شش درم شاهتره چهار درم گيرو برنگ كابلى برگ حنا هر يك دو درم مندى برمد ندى چاكسو چرايته رسوت صندل سرخ نركچور پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه پوست بليله آمله هر يك يك درم جوكوب نموده قدر حاجت گرفته بشب تر نمايند صبح صاف كرده بدهند
نقوع براى مواد سوداوى و آتشك
صفت آن
هليلهء سياه پوست هليلهء زرد صندل سرخ برگ شاهتره هر يك چار ماشه چرايته سرپهوكه هر واحد شش ماشه بشب خيسانيده صباح صاف ساخته نبات داخل كرده بنوشند غذا دال خشكه
ايضا از حكيم ماشاءالله خان
صفت آن
پوست هليلهء زرد شاهتره هر يك يك توله چرايته نه ماشه گل معصفر هفت ماشه برگ حنا سه ماشه شب در آب تر داشته