صاف نموده لعاب اسپغول لعاب گل خطمى روغن بادام موم سفيد داخل كرده قيروطى سازند
ايضا
[ صفت آن ]
گل بنفشه گل نيلوفر بابونه اكليل الملك تخم خطمى گل خطمى جو مقشر پوست خشخاش همه را كوفته در آب پخته صاف نموده روغن بنفشه موم سفيد سفيداب قلعى كتيرا كوفته بيخته داخل كرده قيروطى سازند
قيروطى محلل و منضج و مرخى و مسكن درد ذات الجنب و هميشه معمول
صفت آن
گل بنفشه گل خطمى تخم كتان هر يك توله در نيم آثار آب شب تر نموده صبح جوش داده صاف كرده روغن گل دو دام انداخته باز جوش دهند هرگاه روغن بماند موم دو دام انداخته بقوام آورده بر پارچه ماليده بر موضع درد بچسپانند
قيروطى منضج اورام پستان و معمول
صفت آن
تخم كتان بابونه اكليل الملك در آب جوشانيده صاف نموده با موم و روغن گل قيروطى سازند و ضماد كنند
قيروطى مفيد براى ورم خصيه
صفت آن
مقل ازرق و كندر هر دو را حل كرده موم غير مستعمل بزيت گداخته همه را در هاون دسته بمالند تا هموار شود بر موضع ورم استعمال نمايند
قيروطى كه براى شقاق دست و پا و خشكى آنها مجربست
صفت آن
گل خطمى يك توله گل بنفشه نيم توله هوجوه سه ماشه شب در آب تر كرده لعاب آن بگيرند و از خسكدانه دو توله و مغز تخم كدو دو توله شيره برآورند و موم سفيد يك توله پيه گردهء بز چهار توله در روغن چنبيلى چار توله گداخته بادويهء مذكوره بدستور قيروطى مرتب سازند
باب الكاف متضمن بر دو فصل
فصل اول در كمادات
[ كماد نافع صداع حار مادى ]
كماد نافع صداع حار مادى كه از مستفرغات و معدلات و غيره بالكليه زائل نشود بقيهء مادهء آن باستعمال اين كماد بتمامه رفع گردد
صفت آن
آرد جو گل خطمى بابونه سبوس گندم صندل سفيد گل سرخ بنفشه هر يك جزوى كوفته بيخته با سركهء انگورى و گلاب و آب شاهسفرم و روغن گل سرشته در پارچهء كتان بسته به آتش گرم كرده بر سر كماد نمايند پس اگر با وجود اين كماد درد زائل نشود درين حال معلوم مىگردد كه باقى ماده زياده است براى رفع آن هر دو فصد صافن نمايند و محجمه بر هر دو ساق نهند و امر بدلك هر دو قدم نمايند
كماد نافع مرض حس
صفت آن
آرد جو صندل خطمى سفيد گل سرخ برابر به سركه آميخته نيم گرم كماد نمايند
كماد كه ليثرغس را نافعست
صفت آن
نمام مرزنجوش بابونه شبت برنجاسف برگ غار قسط كوفته همه را خوب در آب مهرا بپزند و بعد تراشيدن موى سر تكميد نمايند
كماد كه غلظ اجفان و طرفه را عجيب النفعست و به نزلات چشم نيز مفيد
صفت آن
افسنتين رومى كوفته در خرقهء كتان صره بسته در آب گرم غمس كرده كماد نمايند
كماد كه در وقت اشتداد وجع ذات الجنب دموى به كار آيد
صفت آن
آرد جو آرد باقلا سبوس گندم آرد گاورس همه را بلعاب گل خطمى سفيد و لعاب بزر قطونا و لعاب بهدانه و شير تازه و روغن بنفشه و روغن گل سرشته مقدار دو انگشت مضموم نان بسازند و بر تابه كه بر آتش گذاشته باشند نيمپخت نمايند و بر موضع دردناك بعد از تمريخ بقيروطى تكميد نمايند
كماد نافع درد معده
صفت آن
كنجد سياه نانخواه پوست هليلهء زرد نمك شور سائيده به سركه آميخته در پارچه بسته نيم گرم