تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
شصت دانه جوش داده صاف كرده بعد لعاب بهدانه دو درم و اسپغول نه درم در آب برآورده بياميزند و با يك رطل قند سفيد يا ترنجبين بقوام آرند و هر صباح با روغن بادام آميخته حسب حاجت بدهند و مداومت نمايند

شربت الهى تاليف علوى خان كه در امراض حاره بهر اسهال مىدهند

صفت آن

ريوند خطائى تربد سفيد برگ سنا هر يك پانزده درم تخم كاسنى سه پاؤ پوست بيخ كاسنى سى درم حب كاكنج بست درم نيمكوفته در آب كدوى شيرين كه در هاون دستهء برنجى كوفته گرفته باشند دو آثار آب كاسنى مروق سه پاؤ و مكوه مروق بست و پنج توله و مروق شاهتره دوازده توله و گلاب نيم آثار شب خيسانيده صبح جوش كنند كه خوب مهرا گردد و بچهارم حصه آيد ماليده صاف نموده آب پودينهء سبز نيم پاؤ آب كدو سه پاؤ قند سفيد سه چند ادويه داخل كرده بقوام آرند پس ريوند خطائى تربد موصوف هر يك شانزده درم كوفته بيخته آميخته در ظرف چينى نگاهدارند

شربت سنا براى تليين مناسب حال محرورين است و در حمى نيز توان داد و مخرج اخلاط ثلاثه است

صفت آن

برگ سنا بست درم گل بنفشه گل سرخ گل گاو زبان گل نيلوفر ريشه خطمى تخم خبازى هر يك پنج درم عناب سى دانه آلوبخارا پانزده عدد سپستان شصت دانه تخم خيارين نيمكوفته شش درم تخم كاسنى نيمكوفته چار درم ترنجبين يك نيم رطل بطريق معروف شربت سازند و اگر عوض آب در گلاب و بيدمشك و عرق نيلوفر مطبوخ كنند بهتر باشد و گاهى تمر هندى بست درم عوض آلوبخارا و عوض ترنجبين قند سفيد دو چند شيرخشت يك‌چند كرده مىشود

[ شربت ورد سناى ]

شربت ورد سناى كه حكيم علوى خان جهت نواب بخت‌افروز بانو بيگم بنت شاهزادهء بيداربخت ترتيب داده چون معزا اليها از خوردن دواى بشع بسيار اكراه داشت و اكثر محتاج بمسهل صفرا و سودا مىشد و ملينات در مزاج ايشان بواقعى عمل نمىكرد اين شربت را طيار ساخته استعمال كرد نفعى عظيم يافت اين شربت تنقيه مرهء صفرا و مرهء سودا و بلغم مخلوط بصفراى رقيق مىكند و در اسهال آن غائله و ضررى نيست

صفت آن

سناى مكى سى درم در يك نيم رطل آب بجوشانند تا بثلث رسد صاف نموده يك نيم رطل شربت ورد مكرر داخل كرده بقوام آورند و دو اوقيه به آب سرد بنوشند در هر آب نوشيدنى يك مجلس اجابت مىكند

شربت آلوى مسهل از تاليف حكيم ممدوح كه مسهل صفراست

صفت آن

آلوى سياه يك‌صد عدد عناب كلان سى عدد تربد سفيد بست درم نيمكوفته در لته بسته گل سرخ تخم كاسنى هر يك دو درم گل بنفشه پنج درم شب در گلاب يك نيم آثار خيسانيده صبح بجوشانند كه سوم حصه بماند ماليده صاف نموده مغز تمر هندى سى درم ماليده با ترنجبين و قند سفيد بالمناصفه قوام ساخته سقمونياى مشوى در سيب دو مثقال سوده زعفران نيم مثقال بگلاب حل كرده آميخته بدارند شربتى از نيم اوقيه تا يك نيم اوقيه

شربت ابريشم زمانى كه خون بواسير افراط كند و مؤدى بغش گردد نافع‌ست و منفعتش قويست

صفت آن

ابريشم خام را در ديگ نقره يا قلعىدار كرده بپزند و سر ديگ را محكم بندند تا بخار برنيايد و گاهى در اول طبخ يا در اثناى آن يا در آخر از چيزهاى مقوى قلب چون گاو زبان و فرنجمشك و امثال آن به او مىآميزند و بعد از طبخ ابريشم صاف كنند و شربت سيب يا شكر سفيد يا شربت به و امثال آن اضافه كرده باز بر آتش ملايم نهند و چند جوش سبك بدهند و از آتش فروگيرند پس مرواريد سائيده و بسد سوده در گلاب و بيدمشك و سائر مقويات و قوابض مناسب حال اضافه كرده شربت سازند

شربت آلوبالو اخراج ريگ و سنگ گرده و مثانه كند و ادرار بول نمايد

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 224 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )