تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بيز نموده هر روز به آب سرد نيم دام بخورند غذا برنج ساتهى و دال‌مونگ كم‌روغن و كم‌نمك تا چهل روز

سفوف كيمرى در برص مجرب حكيم منصور على مرحوم

صفت آن

بابچى نيم پاؤ در بول ماده گاو نازائيده سرخ رنگ بست و يك روز تر داشته خشك نموده مقشر ساخته بسايند و برابر آن سفوف چهال كيمرى يعنى پوست درخت انجير دشتى و سفوف پوست درخت نيب كه بسيار كهنه باشد هموزن بابچى گرفته با هم آميزند و يك درم از آن همراه آب جهاؤ شش توله هر روز خورده باشند و از شير و برنج و جغرات و حموضات و اشياى بادى و بلغم‌افزا پرهيز نمايند

سفوف از مجربات حضرت شاه عبد العليم مرحوم

صفت آن

بيارند كالابچهوا يك سير بابچى سه پاؤ هر دو را جداجدا كوفته بيخته سرمه‌سا نموده آميزند و شش ماشه صبح در آب باران يا تالاب چندان كه دوا در آن مخلوط شود و در حلق فرورود آميخته بنوشند همچنين تا چهل روز متواتر اگر اسهال نشود سه ماشه ديگر افزايند و تا يك توله رسانند و اگر از يك توله هم دست نيايد دو سه ماشه ديگر بيفزايند هرگاه دست آيد بر همان قدر اكتفا كنند هفتاد روز متواتر استعمال نمايند چون مدت دوا بچهل روز رسد جاى برص و چهره و غيره سياه گردد از آن بيم نكنند غذا نان گندم و دال‌مونگ شسته اگر از سير يا پياز داغ كنند مضايقه ندارد اما از فلفل سياه و سرخ پرهيزند اگر از دال نفرت شود گوشت حلوان بز بنان خورند و مصالح نمك و پياز و زردچوب باشد و سواى اين دو غذا از جمله اغذيه پرهيزند و هيچ ميوه و سبزيها و شيرينى و غيره نخورند و بعد چهار يا پنج روز از شروع دوا گاه بروز سوم گاهى بروز چهارم تا اتمام ميعاد دوا وقت عصر استعمال تبريد نمايند و بعد از مدت دوا هر روز تبريد هر دو وقت با يك وقت نوشيده باشند تا تسكين كلى گردد نسخهء تبريد اينست كاهو كاسنى خيارين خرفه كشنيز نبات حسب دستور به عمل آرند و روز اول شروع دوا بنويسند تا فراموش نشوند

سفوف جهت برص

صفت آن

اجمود پاؤ آثار گيرو گواليارى نيم پاؤ كوفته بيخته مثل سرمه ساخته هر روز به قدر يك دمرى به آب بخورانند غذا سواى نان بىنمك و روغن ديگر ندهند و در نسخهء ديگر بابچى و چيتا نيز هموزن اجمود داخل‌ست و سر پهوكه مرچ سياه چهل روز متوالى نوشيدن نيز مجرب نوشته

ايضا

[ صفت آن ]

مندى پاؤ سير سمندر سوكهه نيم پاؤ هر دو را كوفته بيخته هر روز شش ماشه يا نه ماشه بروغن زرد بخورانند و از شير و شيرينى پرهيز نمايند و در اثناى خوردن اين سفوف اين گوليها طلا مىكرده باشند صفت آن كتول چيتهه مساوى هر دو را كوفته بيخته به آب ليمون خمير كرده گوليها بسته نگاهدارند وقت حاجت به آب ليمون سائيده طلا كنند و اگر بيخ نى اضافه كرده به عمل آرند مفيدتر مىشود

سفوف مهزل

صفت آن

نانخواه تخم كرفس سنبل الطيب لك مغسول هر يك نيم درم گل سرخ مرزنجوش هر يك يك مثقال كوفته بيخته دو درم صبحى با عرق زيرهء سياه بخورند

سفوف دافع درد ضربه و سقطه

صفت آن

نمك شش ماشه شكر سفيد برابر آن سفوف كرده خورانند

سفوف كه بلدغ عقارب نافع‌ست

صفت آن

ريوند چينى زراوند طويل بيخ كبر عاقرقرحا مساوى سفوف سازند شربتى از يك مثقال تا دو درم

سفوف كه گزيدهء سگ ديوانه را مفيدست

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 208 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )