تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
دانگ قند سفيد ده درم شربت از دو درم تا چهار درم

سفوف سورنجان بارد نافع وجع المفاصل حار بعد فصد و تنقيه به عمل مىآيد

صفت آن

سورنجان مصرى بوزيدان پوست هليلهء زرد مغز تخم هندوانه مغز بادام مغز تخم بادرنگ مغز تخم خيار دراز كشنيز مقشر تخم خشخاش مساوى كوفته بيخته شكر سفيد مثل همه آميخته سفوف سازند و هر روز شش ماشه با عرق خارشتر ده توله بخورند

نوع ديگر جهت عرق النسا

صفت آن

سورنجان يك درم دارچينى طباشير كشنيز خشك دانهء هيل عود صليب هر يك نيم درم كوفته بيخته سفوف سازند جمله يك شربتست بالايش شيرهء تخم كاسنى و تخم خرپزه و باديان و شربت فواكه و گلاب بنوشند

سفوف مجرب جهت نقرس و درد مفاصل بارد

صفت آن

نانخواه ابهل برگ سداب خشك تخم كرفس رازيانه دوقو هر يك يك جز فوه الصبغ مغز بادام تلخ سنبل الطيب قسط شيرين زراوند مدحرج هر يك نيم جز كوفته بيخته هر روز يك درم استعمال نمايند و ابتدا از زمستان نموده تا وسط بهار به كار برند و بعد تناول اين سفوف تا چهار ساعت از مأكول و مشروب چيزى نخورند و بعد از تنقيهء بدن استعمال نمايند

سفوف چوب چينى جهت مفاصل و نقرس و آتشك و ديگر امراض سوداويه مجرب

صفت آن

چوب چينى تراشيده چهار درم عشبهء مغربى دو درم سورنجان افتيمون هر يك يك درم بسفايج هفت ماشه سناى مكى دو نيم درم گل سرخ صندل سفيد هر يك يك درم كوفته بيخته سفوف سازند و شش ماشه به آب بخورند

سفوف كه تپهاى مزمنه و بلغمى و سوء القنيه و استسقا را مفيد و مجربست

صفت آن

ريوند چينى دو درم حب بلسان يك درم عود غرقى پوست بيرون پسته قرنفل گل سرخ كشنيز خشك باديان هر يك يك درم كوفته بيخته هر صباح سه ماشه خورده باشند

سفوف هندى كه در حميات بسيط و مركب مستعمل

صفت آن

ست گلو طباشير دانهء هيل هر يك نيم توله نبات سفيد يك نيم توله كوفته بيخته خوراك از چهار ماشه تا شش ماشه معمول‌ست

نوع ديگر كه تپهاى خفى و سعال مزمن و ناقهين را نافع‌ست و قوت معده دهد و اشتهاى طعام آورد

صفت آن

نبات سفيد سى و دو جز طباشير شانزده جز دارچينى هشت جز دارفلفل چهار جز همه را كوفته بيخته از يك درم تا دو درم بدهند و بعضى قاقلهء كبار و صغار هر يك دو جز نيز افزايند

نوع ديگر مفيد تپ محرقه و حابس اسهال صفراوى

صفت آن

ست گلو طباشير زهرمهره سوده صندل سفيد سوده كات سفيد مرواريد سوده هر يك يك مثقال كافور زعفران هر يك نيم مثقال سفوف ساخته به قدر مناسب بشربت نيلوفر آميخته خورانند

سفوف مخدر كه تپ و لرزه را عجيب الاثرست

صفت آن

برگ چنال و كوكنار مساوى كوفته بيخته قبل از نوبت به دو ساعت هر قدر كه در دو انگشت بيايد گرفته بخورند

نوع ديگر كه در تپ و لرزه معمول‌ست

صفت آن

مرچ پيپل كلونجى چرايته گيرو هر يك نيم جز برگ بنگ يك جز كوفته بيخته يك ماشه به آب سرد بخورند يك گهرى پيشتر از آمدن تپ و لرزه و بطفل كمتر دهند لرزه را موقوف مىكند

سفوف براى تپ دق معمول حكيم وارث عليخان

صفت آن

طباشير بهمن سفيد تودرى سفيد ثعلب آرد تخم كنول گته آرد كسيرو آرد پوست ثمر مولسرى تخم خشخاش