تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مخالف شهوت طعام‌اند از جميع جهات . 31 اگر در مجارى جوهر دماغ يا در نفس جوهر دماغ از بلغم عارض شود ليثرغس نامند و اگر از سودا حادث گردد سرسام سوداوى خوانند و بعضى اين را نيز ليثرغس گويند . و آن عبارت است از تغير ظنون و فكر به سوى خوف و فساد . و سببش غلبه ماده سودا است يا مره سودا كه از احتراق اخلاط حاصل شود . آنچه از غلبه سودا و احتراق آن افتد ماليخولياى سوداوى گويند و آنچه از احتراق خون يا صفرا يا بلغم عارض شود ماليخولياى دموى و صفراوى و بلغمى خوانند . و شيخ مىفرمايد كه سودا فاعل ماليخوليا يا سوداى طبيعى باشد چون در مقدار خود بيفزايد ، و يا سوداى بلغمى ( چون بلغم به سبب تكاثف يا اندك احتراق مستحيل به سودا گردد و اين نادر بود ) ، و يا سوداى دموى ( چون خون به سبب فرط انطباخ يا تكاثف خود به غير احتراق شديد مستحيل به سوداويت شود ) ، يا سوداى صفراوى كه از اندك احتراق صفرا حاصل گردد . چه اگر احتراق او به درجه غايت رسد مانيا پيدا كند و بر احداث ماليخوليا اقتصار ننمايد . . . و از اسباب قويه در توليد ماليخوليا افراط غم و خوف و فكر و سهر است و احتباس چيزى كه عادى سيلان آن باشد ؛ مثل حيض و بواسير و رعاف و قى سوداوى دورى و غير اينها . 32 بدان كه نسيان يعنى فراموشى فساد ذكر . يعنى فساد فعل قوه حافظه است و اطبا فساد فكر و فساد خيال را نيز به طريق مجاز از اقسام نسيان شمرده‌اند ، اگرچه در حقيقت هر سه قسم از اقسام آفات ذهن است . و فساد اين قوتها يا به نقصان و بطلان باشد و يا به تشويش . و سبب نقصان و بطلان هر سه قوه مذكوره برودت ساده است مفرد بود يا با رطوبت و يا با يبوست ، و سبب تشويش آنها حرارت و يبوست ساده بود يا مع ماده صفرا . 33 لاغرى بسيار . 34