تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
زائد باشد از لينتى كه عند قوّت قوّه بود ( تا به واسطهء آن جبر نقصان قوّت نمايد ) .

3 . نبض صغير و صلب

سبب او صلابت آلت است ( بنا بر تمدّد عروق يا اعضا يا مادهء سودا يا يبس ، إمّا به واسطهء فرط تحليل يا برد مجمّد . چه ، در تحليل مفرط ضعف نبض و تواتر نيز محسوس شود ، و در برد مجمّد بطوء و تفاوت مدرك گردد ) . و باقى احكام او مانند نبض صغير باشد كه به سبب صلابت بود و آن مذكور گشت . و اين نبض به سبب جفاف از اغتسال به آب حمّات مجفّفه نيز عارض شود . و در سوء مزاج يابس جگر نيز يافته مىشود ، بنا بر تمدّد عروق به استيلاى يبس و جفاف بر آن . و اين به واسطهء ارضيّت غذاى و اصل به عروق به سبب احالهء كبد به سوى مزاج يابس خود مىباشد . و گويند كه نبض صغير صلب در مزاج يابس مىباشد ؛ اما اگر با قوّه قوى و حاجت شديد بود ، ذو القرعتين و متشنّج حادث شود ؛ و چون صلابت مفرط گردد ، نبض مرتعش شود ، زيرا كه قوّه در اين وقت عاجز مىشود از تحريك متشابه ، و شدّت حاجت خواهش تحريك ما فوق طاقت آن مىكند ، پس عارض مىشود در تحريك آن همچو رعشه . و ايضا صغر و صلابت نبض در اورام صلب و امراض سوداوى يافته مىشود ؛ چنانچه در سرسام سوداوى ، ماليخولياى سوداوى ، صرع سوداوى ، و ربع سوداوى نيز نبض صغير و صلب با اختلاف قرعات بعضى از بعض مىباشد . سبب صغر و صلابت در اينجا يبس آلت و تمدّد آن ، و انضغاط بنا بر ورم دماغ يا امتلاء آن است از سودا * و موجب اختلاف آن است كه آلت به واسطهء صلابت خود مطاوعت قوّه در حركت به سهولت نمىكند ، پس قوّه عاجز مىشود از تحريك مستوى .