عظم و استغنا از سرعت و تواتر ) .
و اينچنين نبض در حالت فرح يافته مىشود .
و [ اين نبض ] در جوانان طبعى بود ، لوجود اسبابها فيهم .
ليكن قوّت نبض در اين نبض لازم بود .
3 . نبض صغير و متواتر
سبب اين ضعف قوّه و زيادتى حرارت است . چه :
- اگر قوّه ضعيف نبودى ، عظم و سرعت احداث نمودى ، نه صغر و تواتر .
- و در صورت قلّت حرارت ، وجود تواتر امكان ندارد « 1 » ، لضرورة الحاجة فيه .
- و در حالت انضغاط و صلابت ، [ نبض ] بىسرعت و صلابت نباشد .
پس ، اين نوع از ضعف نبض خالى نبود .
و لهذا ، اين نبض در اوجاع هنگام ضعف قوّه يافته مىشود .
[ و ] به سبب ازدياد حاجت از فرط الهاب اشدّ التواتر مىگردد .
و به سبب زيادتى ضعف قوّه از تطاول وجع صغير مىشود .
4 . صغير و متفاوت [ نبض ]
سببش ضعف قوّه و قلّت حرارت است ، چندانكه نبض را بطىء نسازد .
و ظاهر است كه :
- اگر قوّه ضعيف نمىبود ، عظم با تفاوت ظهور مىنمود نه صغر .
- و ايضا ، در صورت قلّت حاجت فقط ، بطوء بر تفاوت مقدّم مىبود . پس ، اين نوع بدون ضعف نباشد .
و لهذا گفتهاند كه اين نبض در كهول طبعى بود ( به واسطهء ضعف و عدم حاجت آنها ) . اما بنا بر آنكه ضعف قواى آنها « 2 » به كثرت نبود ،
هامش
( 1 ) . ( در نسخه ) : ندارد و .
( 2 ) . ( در نسخه ) : آنها كه .