( چه ، خلوىّ شرائين از خون و روح محال است ) ، بلكه به اعتبار آن است كه آنچه در جوف رگ است نسبت به حالت اعتدال كمتر است و اگرچه بدن از خون ممتلى باشد . چه ، خلوىّ شريان را قلّت خون بدن شرط نيست ؛ كما مرّ سابقا .
پس ، از خلوىّ نبض ( بدون ديگر اعراض خلوىّ بدن ) حكم بر قلّت خون تمام بدن نتوان كرد .
و سوم معتدل بينهما
و او متوسطه بود در امتلاء و خلوّ . و سبب آن توسّط اسباب مذكوره است .