انداخته بعد از ذوب موم روغن را از روى برداشته اندك تامّل نموده اوّل كافور را كمكم انداخته با دستهء هاون آهنى كه او را هم از آتش كرم نموده باشند بسيار ماليده تا كافور حل شود زيرا كه كافور از كوبيدن و سائيدن نرم نمىشود و بعد از حل شدن زال را ريخته باز هم كمكم با دستهء هاون سائيده و بعد از ان كات را كمكم ريخته و ماليده تا خوب ممزوج شود و به همين طريق بايد ماليد تا سرد شود كه رسوب بهم رساند و اوّل كه موم را مىاندازد بايد غليظ تر تجربه نمود كه بعد از ريختن ادويه رقيقتر مىشود و سواى اين قسم حقير به هيچ تدبير نتوانست بسازد
مرهم خل
جهة شقاق و حكهء رطوبى و قرحة رطبه و داء الثعلب و سعفه نافع است صفة ان سركه كهنه روغن زيتون بالسويه مرداسنك مسحوق ربع روغن موم نصف روغن به آتش نرم بجوشانند پيوسته برهم زنند كه مرداسنك رسوب نكند تا معتقد شود
مرهم كافور
جهة كل قروح حار و سوختكى آتش و جمرة و نمله مجرّب است صفة ان چهار م ل موم را در پانزده م ل روغن كلسرخ كداخته با سفيداب قلع ده م ل كافور قيصورى م ل مرهم سازند
منضج
كه بجهة خلط بلغم و سوداء متداول است تاجريزى عناب سپستان نيلوفر كل بنفشه ريشهء كاسنى زوفاء خشك كل كاوزبان بادرنجبويه پرسياوشان شاهتره خشك تخم كاسنى
ترنجبين منضج
كه بجهة خلط دموى و صفراوى متداول است تاجريزى عناب پستان نيلوفر كل بنفشه ريشهء خطمى خارخسك كاوزبان تخم خيار ترنجبين و در صفراوى تخم خرفه خشخاش تخم كاهو علاوه كنند
مسهل احتقانى
كه در امراض دموى و صفراوى متداول اين عصر است تاجريزى خبازى عناب پستان نيلوفر كل بنفشه كل خطمى كلسرخ كاوزبان اكليل الملك