و جراحات كهنه و مزمن شود باينكونه مراحمها از قبيل مرهم خل و كافور و باسليقون و داخليون معالجه مىكنند داخليون بلغة سريانى بمعنى لعاب است از تاليفات بقراط است جهة اورام حاره و اوجاع شديده و تعقد عصب و خراجات و صلابات بغايت مفيد است صفة ان چهار وقيه مردارسنك مسحوق را با يكرطل و نيم روغن زيتون به آتش ملايم حل نموده يعنى تجدى كه رنك او تغير كند از روى آتش برداشته تا سرد شود و تخم خطمى اكليل تخم مر و شنبليله تخم كتان هريك سه م ل جداكانه خيسانيده لعاب را بكيرند و از مجموع به قدر دقيقه بالسّويه اندك تسقيه كنند يعنى قدرى لعاب را ريخته بر روى آتش كذارده تا بجوشد بعد قدرى ديكر بريزند كه اكر يك دفعه بريزند از پاتيچه سر مىرود و بجوشانند تا منعقد كردد و هركاه زفت و خاكستر چوب زرد و مرّ صاف پنج م ل صديد الحديد م ل اضافه كنند بغايت قوة الاثر است
مرهم سفيدآب
جهة مزاج حار و روياندن كوشت و رفع بثور بلخيه و امثال ان بغايت نافع است صفة ان مردارسنك پنج م ل سفيدآب پنج م ل نرم سائيده بيست م ل روغن كافشه را روى آتش كذارده ده م ل موم در ان انداخته بعد از ذوب موم مرداسنك و سفيداب بريزند و برهم زنند تا مرهم شود و اكر خواهند قدرى كافور اضافه كنند
مرهم رال معمول اطباى هند است
بجهة جراحات مزمنه عسر البرء بغايت مجرّبست و بجهة قروح آتشك و ناصور بغايت نافع و منبت تخم و رافع كوشت فاسد و مصلح عضوى است صفة ان كافور قيصورى زال هندى كات هندى هريك چهار م ل ادويه را كوبيده با سنك سماق بسيار صلايه نموده روغن كاو بىنمك در ديكچه بزرك آهنى نموده بعد از آب شدن موم را در ان