كرد آفريدگار تعالى به لطف خويش * چشمت به هفت پرده و سه آب منقسم
صلب و مشيمه ، شبكيه ، زجاجى * پس عنكبوت و بيض و عنب ، قرن و ملتحم ( ص 37 )
صد هزاران همچنان اشباه بين * فرقشان هفتاد ساله راه بين ( ص 38 )
خلقت نقاش باشد زان كه او * هم تواند زشت كردن هم نكو ( ص 41 )
چون قضا آيد طبيب ابله شود * آن دوا در حقّ او گمره شود ( ص 91 )
نعمت بىمرهم از فياض برد * هم ببايد آب از سرچشمه خورد
تا ز تشريح و ز تمثيلات او * خوش نمايى درك تحقيقات او ( ص 120 )
مثلهاى عربى :
ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه . ( ص 3 )
اذا جاء القدر اعمى البصر . ( ص 91 )
خير الكلام ما قلّ و دلّ . ( ص 120 )
كلّ ما فعل المحبوب محبوب . ( ص 26 )
اشعار عربى :
فذا العشق مأخوذ من العشق الّذى * اذا التفّ بالقضبان جفّف رطبها ( ص 25 )