تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائد الطفية ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كه هستى جمله از وى هست گشته * زمين از قدرت وى پست گشته به عالم آنچه از پيدا و پنهان * پديدار است و دارد صورت جان همه از فيض جودش گشته موجود * ز خوان نعمت او برده‌اند سود ( ص 3 )
ما همه شيران ، ولى شير علم * حمله‌مان از باد باشد دم‌به‌دم حمله‌مان از باد و ناپيداست باد * جان فداى آنچه ناپيداست باد ( ص 4 )
از صفاى مى و لطافت جام * درهم آميخت رنگ جام و مدام يا كه جام است ، نيست گويى مى * يا مدام است ، نيست گويى جام ( ص 4 )
به عهد آن كه عدلش دادخواه است * خداوندش بدين معنى پناه است به خاطر آمدم از طبع كاسر * بيانى چند در شرح مظاهر ( ص 6 )
به معنى هر حروفش داستانى است * سراى علم طب را پاسبانى است ( ص 6 )
ز نصرت گشت اقبالم مظفّر * بيانم از بيانش شد معطّر بقاى دولتش باقى به دوران
فوائد الطفية ( فارسى ) — صفحة 154 | لطيف قزوينى / مجيد انوشيروانى