تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائد الطفية ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
اطبّاء متوجّه شده‌اند كه اگر خواهى ورم كليه را معلوم نمايى امر كن عليل را كه به روى شكم بخوابد ، پس بردارند سينهء او را اندك از زمين در اين وقت ، اگر احساس ثقلى معلّق كند ، كليه متورّم است . سزاوار است نزد حدوث ورم در كليه و مثانه ، فصد و مسهل از اشياء مليّنه و ضمادات و حقنه از مليّنات ؛ و در وقت اشتداد وجع ، مسكنات وجع مثل فلونيا .

[ قول جالينوس در اعلال كليه ]

و جالينوس مىفرمايد كه اعلال كلّيه در كلى محتاج است به فصد يك مرتبه از رجلين از مابض ركبه و يك مرتبه از دست . و هرگاه در اوّل عارضه استنباط شود ورم در كليه ، محتاج است به فصد باسليق . و آنچه مخصوص وجع كليه است ، فصد صافن است .

[ علامات قروح كلى و مثانه ]

ولى علامات بر قروح كلى ، قطعه‌هاى تخم صغار است كه با بول خروج كند . و علامات قرحهء مثانه ، خروج اجسام قشوريّه [ در ] بول و مدّه ، و وجع در زهار و عانه ، و رايحهء منكره ؛ و علامت نضج ، غلظ بول و كثرت رسوب محمود است . قرص نافع قروح گرده و مثانه ، و عسر بول با سوزش : تخم كتان ، تخم خشخاش « 129 » سفيد ، كتيرا ، نشاسته قرص سازد ؛ شربتى يك مثقال تا دو مثقال با طبيخ اصل السّوس بدهند . و هرگاه حادث شود در آلت بول خراج ، احساس مىكند عليل ثقلى معلّق در آن طرف ، پس بايد عليل را به طرف راست يك مرتبه و به طرف چپ مرتبهء ديگر بخوابانند ، از صاحب مرض سؤال كنند كه در كدام طرف وجع و ثقل مىيابد ، پس به ادراك او تدبير همان طرف بايد كرد از ضماد و كماد و سقى به زور ليّنه پيش از نضج . و بعد از آنكه نضيج شود خراج ، طلا فرمايند روغن طبيخ حلبه با طبيخ تين . و اگر اشتدادى داشته حرارت ، سقايت فرمايند لعاب بزرقطونا . و آنچه اختصاص به تفتيح دبيله دارد ، كرنب است و خطمى و انجير و حلبه كه ضماد ساخته بر آن نهند . قرص موافق اين حال : تخم خيار ، تخم كدو و تخم خربزه ، مغز بادام شيرين ، افيون ، بذر البنج ، خشخاش به لعاب بزرقطونا قرص سازند . چنانچه حرقت شدّت دارد با لبن بنوشند ، و بدون حرقت بىلبن .
هامش
( 129 ) . بىگمان كاتب در انشاى اين واژه خطا كرده است . واژهء درست در اينجا خشخاش سفيد يا همان خشخاش بستانى است .