*
فى تدبير امراض الكلى و المثانه
اوّلا بايد دانست آلات تناسل بر سبيل مجاز در صورت ظاهر اطلاق مىشود بر احليل و بيضتين .
و در عرف اطبّاء آنچه را كه متوجّه شدهاند ، تدبير در حفظ صحّت و رفع اعلالات وارده در كلى و مثانه فرمودهاند ، زيرا كه مبادى اين آلات كلى و مثانه مىباشند .
تحقيق اين مطلب بر طريق وضوح از تحقيقات جناب مولانا استادى قدوة المحقّقين و افر المتطبّبين « 128 » ، افلاطون الزّمان ، ميرزا محمّد حكيم باشى تبريزى ، الشّهير بقبلى زيد فضله ، واضح و مبرهن است ، و آن مطالب در كتاب ناصريّه كه از افكار و تصانيف ايشان است مندرج است .
نه اين رساله را گنجايش آن تفصيلات ، و نه اين حقير را قابليّت اينگونه تحقيقات و مقالات است .
نعمت بىمرهم از فياض برد * هم ببايد آب از سرچشمه خورد
تا ز تشريح و ز تمثيلات او * خوش نمايى درك تحقيقات او
بالجمله ، چنانىكه در تدبير رحم استدلال شده بود كه اعضاء تناسل از جملهء اعضاء رئيسهاند به جهت بقاى نوع انسان ، همان معنى در اين مطلب نيز صادق است به مضمون خير الكلام ما قلّ و دلّ .
اوّل مراعات حفظ صحّت بايد نمود ، بعد تدبير علاج در حالت حدوث سوء مزاج بايد كرد .
[ نكته در امتياز محل ورم در گرده ]
نكته : هرگاه ورم در گرده باشد محسوس مىشود در اسفل مراق بطن با وجع شديد ، و اگر ورم در غشاى گرده يا در مجارى بول است ، محسوس نمىشود ورم ، ليكن با وجع شديد است و قادر نيست عليل كه راست بايستد و اگر حركتى يا سرفهاى يا عطسهاى كند ، وجع به هيجان آيد و ممكن نيست او را خوابيدن بر بطن الّا بر پشت ؛ و اگر ورم در گردهء راست است وجع و ورم نزديك است به كبد ، و اگر در چپ است در اسفل مراق است و باشد كه متألّم شود با ورم كليه ، ورك ؛ و پا سرد گردد و بول سفيد باشد ، بعد از آن سرخ گردد و معالج بايد زود به علاج پردازد ، زيرا كه ورم كليه صلابت را به سرعت قبول مىنمايد و بسا باشد كه برء حاصل نشود و بدن نحيف گردد و مدقوق شود . هرگاه ورم صلب در كليه مستحكم گردد ، وركين دقيق و ساق ضعيف شوند .
هامش
( 128 ) . در متن به وضوح تمام همين واژه آمده است ، افر در اين تركيب معناى متناسبى ندارد . گمان مصحّح اين است كه نويسنده در ستايش استاد خود آخر المتطببين را به كار برده ، كه در كتابت سهوا افر المتطبّبين نگاشته شده است . و اللّه اعلم بالصّواب .