چون اطبّاء ملاحظه فرمودهاند كه اكثر اوقات يرقان به اعتبار سدّهاى است كه در مجارى عروق ميانهء كبد و مراره ، و يا ميانهء كبد و سپرز ، و يا از سوء مزاج حارّ واقع مىشود لهذا بيان مراتب حدوث و وقوع آن را ، علّت و معالجه در تحت امراض كبد ذكر فرموده و حقير نيز به متابعت استادان مختصر شرحى نمود .
[ نكته در وقوع يرقان ]
نكته : وقوع يرقان يا به اعتبار بحران است [ كه ] حادث نمىشود الّا در تب ؛ و يا به علّت سوء مزاج حارّ كبد است ؛ و يا به جهت گزيدن هوام است ؛ و يا از امتلاى مراره است ؛ و يا از بابت سدّهاى است كه در مجارى سپرز و يا امتلاى او واقع مىشود ؛ و يا از آفات سانحهء ديگر در كبد است مثل ورم صلب و سوء مزاج حارّ . « 91 »
چنانچه باشد يرقان با تب و ثقل در تحت شراسيف ، پس در كبد ورم حارّ است ؛
و اگر بىثقل و با تشنگى و خشكى زبان و براز باشد از سوء مزاج حارّ است ؛
و اگر با تمدّد و ثقل باشد بىحرارت و تب ، از سدّه است ؛ و اگر با اين حالت ، براز سفيد بود از انسداد مجارى مراره است و در اين صورت يرقان با صفرت است و در عين [ و ] بدن و تمامت اعضاء است .
امّا يرقان اسود از قبل طحال است به اعتبار عدم جذب سودا . در آن مقام ، خون جگر سوداوى شود و به تمام بدن نفوذ كند .
[ قول ابن سرابيون در يرقان اسود ]
ابن سرافيون « 92 » مىگويد گاه مىشود كه عارض شود يرقان اسود از سوء مزاج كبد به اعتبار عوارض لازمهء او ، و فرق بدان توان نمود كه آنچه از جانب طحال است لون و براز در منتهاى سواد است و آنچه از جانب كبد است قليل است سواد او ، و گاه مىشود كه يرقان از الم كبد و طحال هر دو عارض مىشود . در آن مقام معالجه به ادراك و تشخيص طبيب است و حكم به خلط غالب .
چنانچه در لون و براز سواد غالب است ، حكم نمايند به فصد باسليق و منضجى از ماء الاصول به اضافهء ادويهء مفتّحه و مدرّه مثل اصل السّوس و ريشهء كاسنى و ريشهء كبر و بيخ رازيانه و ريشهء كشوث و تخم ترب و تخم خيارين مع سكنجبين . و اسهال آورند از هليلهجات به طبيخ بسفايج
هامش
( 91 ) . در اين تقسيمبندى سوء مزاج حار كبد دو بار نام برده شده است . بيان مكرّر آن زائد است .
( 92 ) . يوحنا ابن سرافيون ( بر اساس ضبط در كتاب تاريخ الحكماء قفطى ) يا ابن سرابيون ، پزشك اوايل دوران عبّاسى و صاحب دو كتاب كنّاش طبّى به زبان عربى است ، يكى در دوازده مقاله و ديگرى ( كنّاش صغير ) در هفت مقاله .