[ نكته در رعدهء معده ]
نكته : حذّاق اطبّاء فرموده كه از تخمه و حمّيات و امساك از طعام گاه شود كه رعده « 83 » در معده ظاهر شود ، و به سبب انصباب خلط مرارى . صاحب آن حالت و يا معالج چنان داند كه اين خفقان قلب است ، بلكه نه چنين است زيرا كه در اين مقام بايد به پاك ساختن معده پرداخت به ادويهء منقّى و ايارج و افسنتين . و گاه شود كه ظهور رعده از كثرت جماع ظاهر شود .
تدبير : امساك از جماع و اغتذاء ، و استعمال مطيّبات و دواء المسك .
مرّ معمول به افسنتين ، مختار اطبّاء است در خفقان فم معده .
البسايط در امراض معده :
عصارهء آس مقوّى و مشدّد معده است .
آمله و هليله هر يك مقوّى و دابغاند .
بليله مقوّى و منقّى و دابغ و دافع است رطوبات را .
زرشك مقوّى و مسكّن حرارت است .
بصل محلّل و مقوّى و مشهّى و هاضم و مانع قى صفراوى و بلغمى است .
سيب ترش مقوّى فم معدهء صفراوى است و اگر خمير گرفته بريان كنند نافع است معدهء ضعيف و كم اشتها را .
افسنتين مخرج اخلاط غليظه و مرارى است از معده .
هامش
( 83 ) . با نگاه به لسان العرب و كتاب العين و اقرب الموارد ، رعدة در لغت به معنى لرزهاى است كه انسان را هنگام ترس يا بيمارى يا جز آن فراگيرد . بحر الجواهر رعده را مقدّمهء رعشه دانسته است ولى مصحّح چنين مطلبى را در قانون و طبّ اكبرى و معالجات عقيلى و اكسير اعظم نيافت . طبّ اكبرى و شرح الاسباب و معالجات عقيلى رعشه را در لغت به معنى رعده و اهتزاز ( به معنى لرزش ) آوردهاند و آن را از باب تسميهء اسم به لازم آن دانستهاند ، ولى سخنى دربارهء مقدّم بودن رعده بر رعشه نگفتهاند .
على بن عباس مجوسى در مقالهء ششم از باب بيست و دوّم كامل الصّناعه نافض را مركّب از برد و رعده شمرده ، و پيدايش رعده را از شدّت حركت قوّهء دافعهء عضلات براى بيرون راندن خلط موذى دانسته و ارتباط آن را با نافض ناشى از سببهاى حارّ و بارد بيان كرده است . ابن سينا در قانون ، در شمار سزاوارترين كسان براى پرهيز از خفت و خيز ( مجامعت ) ، نخست از كسى نام مىبرد كه پس از آن دچار رعده مىگردد . همچنين در مورد حمّاى يومى غضبى مىگويد كه چه بسا در برخى از مبتلايان بدان ، به سبب جنبش خلط يا ضعف طبع ، رعده روى دهد .
بارى ، آنچه از درنگ مصحّح در نوشتارهاى نامبرده به دست آمد اين است كه رعده در ديدگاه حكماء يك علامت شمرده مىشود ، نه يك بيمارى . همچنين در اين كتب ، رعده هيچگاه به طور خاصّ در شمار بيمارىهاى معده نام برده نشده است . اين بنده پس از بررسى تطبيقى منابع گوناگون بر اين رأى است كه نزديكترين مباحث به رعدهء معده ، مبحث اختلاج معده و سپس وجع الفؤاد است ، كه شرح آن به راستى در اين تنگنا نمىگنجد .