به استقلال در بخشهايى از خراسان و رى فرمان راند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 132 ) .
357 آل مرزان :
از خاندانهاى ساكن در كلاك پايين از دهكدههاى اوزرود نور كوهستانى ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 255 ) .
358 آل مظفر :
( 723 تا 795 هجرى ) تنها سلسلهاى كه ريشهء ايلى نداشته و براى مدت كوتاهى بر بيشتر نقاط فارس حكمرانى مىكردند ( ايرانشناخت ، شمارهء 2 - بهار 1380 ، ص 132 ) .
359 آل مظفر :
در خلد برين صص 129 و 153 و 187 و 188 و 191 از اين طايفه ياد شده است .
360 آل مظفّر :
سلسلهاى از پادشاهان محلى ايران كه در ( 718 - 795 ق ) بر بخشهايى از ايران شامل يزد ، فارس ، اصفهان ، كرمان و گاه آذربايجان فرمانروايى داشتند و سرانجام به دست امير تيمور گوركان برافكنده شدند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 140 ) .
361 آل مهلّب :
خاندانى اصلا ايرانىنژاد منسوب به مهلّب بن ابى صفره كه در اوايل ظهور اسلام برآمد . نياى اين خاندان مردى بافنده از مردم خارك بود ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 155 ) .
362 آل ميكال :
از خاندانهاى برجستهء ايرانى كه نامآوران آن در حدود سه قرن از سدهء 3 تا 5 ق در عرصهء سياست و فرهنگ به مقامات بلندى دست يافتند . نسب اين خانواده به بهرام گور پادشاه ساسانى مىرسد ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 168 ) .
363 آل ميكال :
نام خاندانى قديم به نيشابور و بيهق ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 146 ) .
364 آل مؤيد :
سلسلهاى از اميران كه در نيمهء دوم سدهء 6 ق بر مناطقى از خراسان فرمانروايى كردند و مركز حكومتشان شهر نيشابور بود پايهگذار اين سلسله ابه يا ايبه بود ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 153 ) .
365 آلن :
نام طايفهاى كه در حوالى بحر خزر ساكن بودهاند ( التدوين ) ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 146 ) .
366 آل نسورى ( عرب ) :
در بندر طاهرى ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، ص 290 ) .
367 آل نوبخت :
خانوادهء ايرانى از اولاد نوبخت زرتشتى ستارهشناس معروف كه در زمان منصور خليفهء دوم عباسى مىزيسته است ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 147 ) .
368 آليكائى :
از طوايف كرد ، يكصد و پنجاه خانوارى هستند متفرق .
( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 76 ) .
369 آمارلو - عمارلو :
از طوايف كرد از ايل شادلوست كه در خراسان اسكان يافتهاند ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 71 ) .
370 آمان ( طايفه ) - كرد :
از طوايف ايل منگور در آذربايجان غربى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، ص 204 ) .
371 آمانيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن تهران ( تحقيق محلى ) .
372 آمرزان :
از طوايف كرد چند خانوارى هستند در فضاى سيورك ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 76 ) .
373 آمره :
از طوايف قبيلهء عاملهء لر ( سفرنامهء مسيو چريكف ، ص 45 ) .
374 آملى :
از خاندانهاى ساكن در آمل مازندران ( از آستارا تا استارباد ، ج 4 ، ص 24 ) . مير فخر الدين آملى ( تاريخ خاندان مرعشى ، ص 111 ) .
375 آموچّى :
از خاندانهاى ساكن در اردستان . ( افاضات آقاى هاشمى ) .
376 آموده در آذربايجان :
از خاندانهاى بازمانده از اتل خان رشتى ( نامها و نامداران گيلان ، ص 168 ) .
377 آموزگار :
از دودمانهاى گيل ساكن در كرديچال كلاردشت تنكابن ( در محل شنيده شده ) .
378 آمويى :
از تيرههاى طايفهء صيدالى از عشاير تيرتاجى ( شناسنامهء ايلات و عشاير كهگيلويه و بويراحمد ، ص 65 ) . آموئيها مىگويند كه ساكنان خلفآباد ياسوج كه در حال حاضر جزء قسمت صيدالى از طايفهء تيرتاجى به شمار مىروند اصلا صالحانى بودهاند ( شناسنامهء ايلات و عشاير استان كهگيلويه و بويراحمد ، ص 82 ) .
379 آنانيان :
از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) .
380 آنتانسيان :
از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) .
381 آنتيكچى :
از خاندانهاى ساكن در كرمان ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر دوم كرمان ، ص 260 ) .
382 آندرآسيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن در ايران ( اندرانيك هويان ) .
383 آندونيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن در ايران ( اندرانيك هويان ) .
384 آوارها :
از اقوام ساكن قفقاز ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ) .
385 آوازخيل :
در دهكدهاى به همين نام به فاصلهء 4 كيلومتر در شمال غرب قلعهء بركى راجان در حوزهء حكومت كلان لوگر