صفارى اين خاندان را برانداخت ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 144 ) .
338 آل طيف :
شيخ فياض شيخ طايفهء آل طيف ( تاريخ خوزستان ، ص 565 ) .
339 آل عثمان :
سلطان محمود دوم بيست و نهمين سلطان آل عثمان ( 1222 قمرى تا 1254 ) ( تاريخ خوزستان ، سيد محمد على امام شوشترى ) .
340 آل عراق :
يا خوارزمشاهيان قديم يا آل افريغ يا افريغيان خاندانى از پادشاهان قديم خوارزم كه افراد شناختهشدهء آن از حدود 93 تا 385 ق به فرمانروايى رسيدند . كاث را مركز پادشاهى خوارزم دانستهاند به گفتهء بيرونى نياكان اين خاندان از روزگار پيش از اسلام بر منطقهء خوارزم و حوالى آن فرمان مىراندهاند . ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 68 ) .
341 آل عصفور :
از خاندانهاى ساكن در بندر چارك .
342 آل على :
از خاندانهاى ساكن در بندر چارك .
343 آل فريغون :
سلسله كوچكى از فرمانروايان ايرانىنژاد كه از حدود 279 بر گورگان يا جوزجان و پيرامون آن فرمان راندند كه سرانجام به دست سلطان محمود غزنوى برافتادند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 75 ) .
344 آل قاورد يا سلجوقيان كرمان :
سلسلهاى منسوب قاورد بن جغرى بيگ بن ميكائيل بن سلجوق كه حدود 150 سال از 442 تا 583 ق بر كرمان و سيستان و بلوچستان و گاه بر فارس و عمان فرمان راندند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 85 ) .
345 آل قيالو - آلى قيهلو :
از تيرههاى طايفهء شش بلوكى « قورت » ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) .
346 آل كاكويه :
دولت ديگرى از اميران ديلمىنژاد كه از 298 تا 563 ق در مركز و غرب ايران به حكومت نشستند آل كاكويه نام دارد نخستين شاخهء اين سلسله در همدان و اصفهان تا انقراض آن به دست طغرل دوم سلجوقى دوام يافت ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 10 ، ص 538 ) .
347 آل كثير :
سال 1161 در ماه جمادى الثانى سيد مطلّب خان به آهنگ تنبيه شيخ سعد بن شيخ فارس و ساير مشايخ آل كرت - از حكام كرد كه در قرن هفتم و هشتم قمرى حكومت داشتند . ( فرهنگ بورهكهاى ، ص 1064 ) آل كثير از هويزه حركت كرد ( تاريخ خوزستان ، ص 404 )
348 آل كثير :
عشيرهء مهم عرب شيعىمذهب خوزستان در منطقهء ميناب ، دز و كرخه و روستاى شوش و دزفول كه به 2 تيرهء بزرگ بيت كريم و بيت سعد تقسيم مىشود . آل كثير در زمان صفويه به خوزستان پاى نهادند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 116 ) .
349 آل كثير :
نام قبيلهاى به خوزستان مركب از سه هزار خانوار در غرب و جنوب رود دزفول و اين قبيله به تيرههاى سعد و عناقچه و ضياغمه منشعب مىشود ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 145 ) .
350 آل كرت :
سلسلهاى از پادشاهان محلى ايران كه طى سالهاى 633 تا 783 ق بر بخشى از نواحى خاورى فلات ايران فرمان راندند متصرفات آنان گاهى همه سرزمينهاى خاورى خراسان و نيز افغانستان ، سيستان و كرانههاى سند را دربر مىگرفت پايتخت اين سلسله همواره هرات بوده است ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 120 ) .
351 آل كنگر - كنگريان :
از خاندانهاى حاكم بر گيلان ( فرمانروايان گيلان ، ص 23 ، 73 ، 113 ) .
352 آل گؤللى - على گولى :
از تيرههاى طايفهء حيدر ممشالو از ايل افشار كرمان ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 66 ) .
353 آل ماكولا :
از خاندانهاى مشهور شافعىمذهب بغداد كه وزيران و قاضيان و دانشمندانى از آن برخاستهاند اين خاندان اصلا از اعراب بنى عجل بودند كه به ايران آمدند . ادريس بن معقل و عيسى نياى آل ماكولا از كارگزاران بنى اميه در اطراف اصفهان بودند كه به سبب خوددارى از ارسال خراج به زندان افتادند و از آنجا گريختند سپس با همهء خانواده خود به محلى كه بعدا كرج ناميده شد كوچ كردند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 2 ، ص 128 ) .
354 آل مأمون ( سلسله ) :
از اواخر ايام سامانيان به عنوان دولتى محلى ظهور كرد . اميران اين سلسله مدت كوتاهى از 385 تا 408 ق بر خوارزم فرمان راندند و برخى از آنها به خوارزمشاهيان موسوم شدند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 10 ، ص 536 ) .
355 آل محتاج :
خانوادهء مشهور كه در عهد پادشاهان سامانى و غزنوى متصدى كارها و داراى مناصب عالى بودهاند ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 146 ) .
356 آل محتاج :
سلسلهاى منسوب به محتاج بن احمد كه از 321 تا حدود 381 ق زير نظر و نفوذ سامانيان و مدت كوتاهى نيز