313 آلتائىها :
اويراتها - در كوهستانهاى آلتاى و آلاتااو ساكنند .
كوزنتسكى در سيبريه و در مسير رودخانههاى بيا و چويشمن و چويا و كاتون و لبد نيز ايشان را ديده است ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، صص 497 تا 504 ) .
314 آل تبان يا تبانيان :
خاندان مشهورى از دانشمندان و فقهاى حنفى روزگار سامانيان و غزنويان ، بيشتر افراد اين خاندان به فضل و پرهيزگارى معروف بودهاند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 657 ) .
315 آل تركه :
از خانوادههاى نامى دين و دانش در ايران كه بيش از 2 قرن در اصفهان معروفيت عام داشتهاند اصل اين خانواده از خجند تركستان بود و نسبت تركه ازاينرو با نام افراد آن همراه گشت جد آنان در زمان خوارزمشاهيان ( يا سلاجقه ) به اصفهان مهاجرت كرد ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 658 ) .
316 آل جستان :
سلسلهاى از ديلم هستند . در اصل كردند و مركز حكومت آنان رودبار - منجيل - ناحيه ديلمان بوده . ( شرحى دارد ) ( فرهنگ بورهكهئى ، ج 2 ، ص 23 ) .
317 آل حرب :
از طوايف قبيلهء باوبه در خوزستان - كه متشكل از دو بيت خزعل و مزعل است ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 11 ، ص 299 ) .
318 آل حرم [ طايفهء . . . ] :
ضابط بندر عسلويه شيخ خلفان خان از طايفهء آل حرم است ( سفرنامهء بنادر و جزاير خليج فارس ، ص 88 ) .
319 آل حرم :
از طوايف عرب در اطراف بندر طاهرى ( دو سفرنامه از جنوب ايران ، ص 106 ) .
320 آل حسنويه :
حسنويه ، پسر حسين برزكانى از سران يكى از قبايل كرد در نيمهء اول مائه چهارم هجرى قسمت عمدهء كردستان و بلاد دينور و همدان و نهاوند و قلعه سرماج را به تصرف خود درآورد ، ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 142 ) .
321 آل خميس :
شيخ ناصر شيخ طايفهء آل خميس ( تاريخ خوزستان ، ص 560 ) .
322 آل خورشيدى :
از طوايف جانكى گرمسير چهارلنگ بختيارى كه جزء كيومرسى است ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 76 ) .
323 آل خورشيدى ( آل خر ) :
تيرهاى از جانكى گرمسير چهارلنگ بختيارى ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 142 ) .
324 آل داود :
از طوايف محمود صالح چهارلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 75 ) .
325 آل داودى ( طايفه ) :
از طوايف ايل بختيارى هفتلنگ در اصفهان مىباشد ( ايرانشهر ، ص 165 ) .
326 آل داودى :
تيره از طايفهء اورك از ايل بختيارى ( نگرشى بر ايل بختيارى ، ص 77 ) .
327 آل زيار :
سلسلهاى از ملوك و امراى ايرانىنژاد در گرگان از سال 316 تا 434 هجرى ، مؤسس اين سلسله مرداويج ابن زيار در جرجان علم استقلال برافراشت ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 142 ) .
328 آل ساعدى :
نام طايفهاى از عرب جباره ساكن فارس ( لغتنامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 143 ) .
329 آل سامان :
در آشوراده ( منتهى اليه شبهجزيرهء ميانكاله ) حكمروا بودهاند . ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 413 ) .
330 آل سبكتكين :
منظور سلاطين غزنوى است ( خلد برين ، ص 423 ) .
331 آل سعدى جباره ( تيره ) :
از تيرههاى عرب ايل جباره و شيبانى مىباشد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1579 ) .
332 آل سعود :
در سال 1293 ه . آل سعود الاحساء و سپس حجاز و عسير و تمام نجد را متصرف شدند . ( نفوذ فارسى در فرهنگ عربى ، ص 32 ) .
333 آل سيمانه :
از طوايف كرد ساكن خاك مهاباد كه بعدا ايل منگور بر ايشان مسلط شد ( طوايف و عشاير كرد ، ص 33 ) .
334 آل شالو :
از طوايف ايل گندوزلوى ايل افشار در خوزستان ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 9 ، ص 493 ) .
335 آل شنسب :
غوريان دو طايفهء بزرگ به نام آل شنسب بودند كه در فيروزكوه پايتخت غور و باميان در طخارستان سلطنت مىكردند . ( افغاننامه ، ج 1 ، ص 480 ) .
336 آل صاعد :
خاندانى از علماى دينى و محدثان و قضات حنفى مذهب كه از سدهء 4 تا 9 ق افرادى از آنان در نيشابور ، هرات ، رى ، اصفهان و ديگر شهرهاى خراسان و ساير نواحى ايران صاحب شهرت بودند . اين خاندان نخست در قريهء استوا در اطراف نيشابور ساكن بودند و از آنجا به نيشابور و ساير شهرها كوچيدند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 39 ) .
337 آل طاهر يا طاهريان :
نام سلسلهاى از امراى خراسان - از 205 هجرى تا 259 در خراسان استقلال داشتهاند يعقوب ليث