تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
گزارش داده‌اند تاريخ اين رويدادها به سدهء سوم و دوم پيش از ميلاد مىرسد . در نامهء فرهنگ ايران شمارهء 3 چاپ نخست سال 1368 شرحى دارد .

294 آلاهينان ( يا الانيان ) :

از شاخه‌هاى ايل بيرانلو در لرستان ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 5 ، ص 145 ) .

295 آل ايوب :

از خاندانهاى عرب ( تاريخ بناكتى ، ص 113 ) .

296 آل بابويه :

از خاندانهاى مهم علمى شيعى . اصل اين خاندان از قم بوده ( دانشنامهء جهان اسلام ، ص 101 ) .

297 آل باوند ( خاندان ) - باونديان :

در آمل - از فرمانروايان آن ناحيه در اواسط سدهء 8 ق . / 14 م . ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 10 ، ص 452 ) .

298 آل باوند :

سلسله‌اى از اميران محلى مازندران ، منسوب به باوندى شاپور احتمالا از نوادگان قباد ، شاه ساسانى كه ميان سالهاى 45 - 750 ق بر بخشهايى از مازندران و گيلان فرمان راندند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 585 ) .

299 آل باوند يا باونديه :

سلسله‌اى از ملوك طبرستان كه آخرين آنان به نام اسپهبد رستم ابن شهريار به سال 416 در جنگ با علاء الدوله مقتول گشت ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 139 ) .

300 آل بحر العلوم :

خاندانى از سادات حسنى از عالمان شيعه امامى ، مشهور به علم و ادب از سدهء 12 تا 14 ق در ايران و عراق . اين خاندان از آن رو به بحر العلوم شهرت يافتند كه سردودمان آن سيد محمد مهدى طباطبايى چنين عنوانى داشته است . اينكه آل بحر العلوم به طباطبايى نيز مشهور است ابتدا در عراق بودند و سپس در نيمهء سدهء 3 ق به ايران كه سادات از امنيت بيشترى برخوردارند پناه آوردند نخست در اصفهان و پس از آن در بروجرد ماندگار شدند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 598 ) .

301 آلبرتيان :

از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( اندرانيك هويان ) .

302 آل برسخان - برسغان :

كاشغرى در نقشهء برسغان بضمّ سين ضبط كرده است . در تاريخ فخر الدين مباركشاه ، صص
X 7
و 47 از اينان ياد شده است .

303 آل برمك :

از خاندانهاى ايرانى ( تاريخ بناكتى ، ص 148 تا 151 ) .

304 آل برهان يا بنىمازه :

خاندانى روحانى و سياسى در ماوراء النهر و بخارا در سدهء 6 و 7 ق ، ازاين‌رو اينان را آل برهان خوانده‌اند كه نزديك به همهء پيشوايان نشان عنوان برهان الدين يا برهان الملة و الدين داشته‌اند هم رياست دينى و هم رياست دنيوى منطقه را داشتند . آل برهان از مرو برخاسته بودند ولى از نژاد عربهاى مهاجر بودند و نسبت خود را به عمر بن الخطاب مىرساندند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 606 ) .

305 آل بريدى :

خاندانى شيعه‌مذهب منسوب به ابو عبد إله محمد بريدى كه از 316 تا 338 ق بر واسط و اهواز و بصره فرمان رانده‌اند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 608 ) .

306 آل بنجير :

خاندانى از سادات حسينى شيراز كه بيشتر افراد آن عارف ، دانشمند ، شاعر ، قاضى و پير طريقت بوده‌اند . واژهء بنجير كه اين خاندان منسوب به آن است نام ابو حفص بنجير بن عبد إله بن بقطان خوزى است . سعيد نفيسى مىگويد چون نخست در روستاى بنجير در 3 كيلومترى مشرق كاوگان در ناحيهء كربال فارس مىزيسته‌اند بدين نام معروف شده‌اند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 611 ) .

307 آلبوحاجى ( تيره ) :

از تيره‌هاى عشاير بنى حردان خوزستان ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، ص 460 ) .

308 آل بوكرد يا آل بوكردان ، آل بوكردون :

عشيره‌اى احتمالا عرب كه عمدتا در روستاهاى كرانهء چپ رود كارون در اطراف اهواز زندگى مىكند براساس روايت آنان دو تن از فرزندان شيخ قبيلهء خزاعهء حجاز به نامهاى سعد و عبد الله از ترس جان به ايران گريختند و عشيرهء آل بوكرد به تدريج در خوزستان پديد آمد اما از آميختگى بعدى آنان با عشاير بختيارى باعث شده است كه « ويلن » آنان را بختيارى الاصل بداند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 628 ) .

309 آل بويه :

( سفرنامهء جكسن ، ص 180 ، 310 ، 374 ) .

310 آل بويه :

خانواده ايرانىنژاد از اولاد بويه نام ديلمى كه از سال 320 تا سال 448 در ايران جنوبى و عراق فرمانروايى با استقلال داشته‌اند . ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 140 ) .

311 آل بويه :

سلسله‌اى ايرانىنژاد و شيعىمذهب منسوب به ابو شجاع بويه كه ميان سالهاى 222 - 448 ق بر بخش بزرگى از ايران و عراق و جزيره تا مرزهاى شمالى شام فرمان راندند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 628 ) .

312 آلپاوت ( طايفه ) :

از طوايف قراقوينلوها و نام روستا ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، ص 716 ) .
نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 11 | منوچهر ستوده