تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
گرديد . از زورخانه‌هائى كه ياد گرديد امروزه تنها دو زورخانه اخير يعنى زورخانه‌هاى على بن ابيطالب و قمر بنى هاشم فعال بوده و مورد استفاده ورزشكاران قرار دارند .

زورخانه فومن

زورخانه فومن از سال 1362 با نام زورخانه پورياى ولى در محل سابق استاديوم ورزشى اين شهر تأسيس گرديد و ورزشكاران فومن براى انجام حركات ورزشى خود از اين محل استفاده مىكنند .

كشتى گيله‌مردى

پس از آخرين ويجين مزارع برنج و يا هنگامى كه روستائيان محصول پيله را جمع‌آورى كرده به خريداران تحويل دادند مردان و زنان مراسم جشن و سرور برپا مىنمايند و با برگزارى كشتى گيله‌مردى ، ورزاجنگ ( جنگ گاوان نر ) ، لافندبازى ( ريسمان‌بازى ) و غيره خستگى زحمات روزهاى كار را از تن بيرون مىكنند . بعضى از اين مراسم مانند ورزاجنگ يا لافندبازى ، كه هريك با تشريفات خاصى انجام مىگرفت ، جزو سرگرميها و تفريحات مردم بود ولى از كشتى بايد به عنوان يك ورزش ياد نمود . « 6 » كشتى از ورزشهائى است كه از روزگاران گذشته مورد علاقه مردم بوده است . كشتىگير را پهلوان مىگويند . كشتى با مراسم ويژه‌اى شروع مىشود و پس از انجام كشتيهاى موردنظر ميان پهلوانان ، پايان مىگيرد . در قديم كشتىگيران ، روز پيش از شروع كشتى در خانه كدخدا پذيرائى مىشدند . محل كشتى قبلا اعلام مىگرديد . بر شاخه‌هاى بىبرگ درختى يك متر و نيم پارچه پنبه‌اى نشاندارى مىپيچيدند ، روى اين پارچه چهار دستمال الوان ، چهار جفت جوراب ، پنج يا شش عدد نارنج و برخى از اوقات يك كيسه كوچك يا كيف ابريشمى پول خرد آويزان مىكردند . به اين شاخه و وسايلى كه بر آن آويخته بودند برم مىگفتند . بيشتر اوقات كار تهيه برم را كدخدا به عهده داشت ولى گاهى هم روستائيان برم مىدادند . برمها را هنگام اجراى مراسم كشتى در ايوان خانه كدخدا يا نزديكترين خانه به ميدان كشتى ، در معرض تماشاى روستائيان مىگذاشتند . در موقع كشتى از يك آلت موسيقى بادى معروف به ساز ، شبيه ( قره‌نى ) آهنگهائى مىنوازند . اين آهنگها علاوه بر تشويق و تقويت روحيه پهلوانان بر شكوه و رونق اين مراسم نيز مىافزايد . در روز كشتى ، دو يا سه ساعت بعد از طلوع آفتاب ، مردم دسته‌دسته در اطراف ميدان كشتى جمع مىشوند ، ساز و نقاره را در يك سوى ميدان قرار مىدهند ؛ پهلوانان با شاگردان خود يكى پس از ديگرى وارد ميدان مىشوند . شاگردان را تنگوله مىگويند . شلوار كشتىگير لاسپاره نام دارد و از پارچه‌اى زبر و كلفت دوخته مىشود . روى پارچه شلوار با نخهائى از ابريشم خام قلابدوزى شده است . شلوار ، كه تا زانو و قوزك پا را مىپوشاند ، تنگ است و به بدن مىچسبد ، در عين حال آن را با بندى به عقب ماهيچه پا مىبندند . كشتىگيران كيسه‌هاى كوچك ابريشمى را كه در آن دعاهاى مخصوصى جاى داده شده دور گردن خود مىآويزند . ورود كشتىگيران به ميدان با ساز و نقاره و فريادهاى تشويق‌آميز تماشاچيان همراه مىگردد . حركت آنها در ميدان كشتى در جهت قبله است . كشتىگيران با توجه به رعايت احترام پهلوانان سالمندتر پشت سر هم مىايستند و نيم‌تنه‌اى را كه بر تن دارند درمىآورند و به نخستين كار اين مراسم يعنى جست‌زنى مىپردازند . به اين كار « و از » مىگويند . پيش‌كسوت يا رئيس آنها اولين نفرى است كه اين كار را مىكند . پاى راست به جلو مىرود و پس از برداشتن دو يا سه گام به‌طور عمودى به هوا مىجهد و اين حركت را دو بار تكرار مىكند . پس از « و از » پاى راستش را جلو مىگذارد و در حالىكه خم مىشود دست راستش را روى زانوى راست قرار مىدهد . آنگاه لبها و پيشانى خود را با دست لمس مىكند و بعد از اين عمل جهت خود را به سمت خاور برمىگرداند كه جهت مرقد مقدس امام هشتم شيعيان ، امام رضا عليه السلام است و عملى را كه انجام داده بود تكرار مىكند ، پس از اين‌كه دست خود را متوجه لبها و پيشانى مىكند روى پاهاى خود چرخ زده و اين مراسم را در جهت مكّه نيز اجرا مىكند . پهلوان نيم‌تنه‌اش را دوباره به تن مىكند و برابر دسته ساز و نقاره‌زن مىنشيند . اين كار را به ترتيب تمامى كشتىگيران انجام مىدهند . چون كشتىگيران گروههاى مختلف همگى روى زمين مىنشستند يك يا دو تنگوله از يك دسته وارد ميدان شده نيم‌تنه‌هاى خود را از تن بيرون مىآورند و در ميانه ميدان راه مىروند . يك يا دو تنگوله از دسته‌اى ديگر نيز پس از درآوردن نيم‌تنه‌هاى خود با بازوان گشاده در ميدان راه مىروند و چون مقابل آنها قرار گرفتند خم شده دستها را به طرف پائين مىزنند و بدين‌ترتيب مبارز مىطلبند . چنانچه تنگوله‌اى دعوت مبارزه را پذيرفته باشد به همان نحو رفتار مىكند و در صورت امتناع نشان مىدهد كه او را لايق برابرى با خود نمىداند در چنين مواقعى ممكن است كدخدا جلو آمده و از او بخواهد كه كشتى بگيرد و وعده مىدهد كه اگر او را زمين زد به او يك برم بدهد . پس از پايان كار تنگوله‌ها يك پهلوان برخاسته و در طول و عرض ميدان راه مىرود ، كه به اصطلاح مىگويند ورزش مىكند ، پهلوان ديگرى هم همين كار را تكرار مىكند ، بعد دو كشتىگير به موازات هم گامهائى به طرف جلو برمىدارند و سپس به عقب برمىگردند به اين كار « فامج » مىگويند . دو پهلوان در مقابل هم قرار مىگيرند و در حالىكه دستهايشان را به زانوان خود تكيه داده‌اند به چشمان يكديگر نگاه مىكنند با مشتهاى بسته همديگر را به مبارزه مىطلبند و گاهگاه فريادهائى مقطع به صورت « ها . . . ها . . . » از آنها شنيده مىشود . به اين عمل « فازوما » يا « فوسما » گفته مىشود و چون فامج و فازوما سه بار تكرار شد كشتىگيران با هم دست‌وپنجه نرم مىكنند . كشتىگير در موقعى بازنده خواهد بود كه يكى از اعضاى بدنش ( به
هامش
( 6 ) . كشتى گيله‌مردى از آداب و رسوم خاص مردم گيلان است و به همين جهت در فصل فولكلور كتاب حاضر نيز از آن به تفصيل گفتگو شده است .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 650 | ابراهيم اصلاح عربانى