تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
وسايل و تجهيزات جديدى نظير كامپيوتر در دسترس قرار گرفته است نمىتوان مدعى بود كه وقايع حياتى زندگى افراد در تمام نقاط كشور و در كليهء موارد به ثبت مىرسد . با توجه به آنچه گفته شد ، در ارائهء آمارها و استفاده از آنها مىبايد جانب احتياط را رعايت كرد . شكى نمىتوان داشت ، آمارهايى كه توسط سازمان آمار كشور و نيز سازمانهاى ديگر تهيه و تنظيم و منتشر مىگردد داراى نواقص گوناگون است ، اما بايد توجه داشت كه اين نواقص و مشكلات تنها مربوط به يك استان نيست و استانهاى مختلف كشور كم‌وبيش دچار اين مشكلات هستند . بنابراين در سنجشها و مقايسه‌هايى كه انجام مىگيرد مىتوان از آمارهاى مزبور استفاده كرده آنها را ملاك و ضابطه سنجش و مقايسه قرار داد . در اينجا بايد متذكر شد كه ثبت وقايع حياتى در گيلان نيز چه در گذشته و چه در زمان حال كم‌وبيش نظير ساير استانها و نقاط كشور است و از نظر چگونگى ثبت وقايع حياتى و تهيه و تنظيم و ارائه آمار تفاوت چندانى با ساير نقاط ندارد .

تولد

طى چهار تا پنج دههء اخير ميزان جمعيت كشور به بيش از 4 برابر افزايش يافته است . يكى از علل مهم و اساسى افزايش جمعيت پيشرفتهاى حاصله در امر بهداشت و درمان و جلوگيرى از مرگ‌ومير در سنين مختلف به‌ويژه در سنين كودكى است . در كشورهاى پيشرفته آمار مرگ‌ومير نوزادان و كودكان به صفر نزديك مىشود . بديهى است علل فرعى ديگر نيز به رشد جمعيت كمك مىكند ، ولى پيشرفتهاى علم پزشكى و گسترش و توسعهء بهداشت و درمان همراه با عدم كنترل بارورى افزايش جمعيت را در استانهاى مختلف كشور از جمله گيلان به مرحلهء نگران‌كننده‌اى رسانده است . در سال 1367 برابر گزارش رسمى ميزان مواليد عمومى ( مواليد خام ) استان گيلان به نسبت هر 1000 نفر جمعيت 8 / 24 بوده است . به عبارت ديگر به هر 1000 نفر جمعيت در سال مزبور حدود 25 نفر از طريق متولدين اضافه شده است . اين ميزان در فاصلهء سالهاى 1367 تا 1370 به تدريج تنزل يافته و به 7 / 21 در 1000 نفر جمعيت رسيده است . گزارش مذكور نشان مىدهد ميزان بارورى عمومى كه منعكس‌كنندهء كل متولدين براى 1000 زن 15 تا 49 ساله است در سال 1367 رقم 6 / 108 در 1000 تن زن بود . اين رقم در سال 1370 كاهش يافت و به 2 / 96 رسيد . همچنين ميزان بارورى كلى زنان گيلان در سال 1367 رقم 7 / 3 بچه به ازاى هر زن در سنين بارورى ( 15 تا 49 ساله ) بود كه در سال 1370 به 2 / 3 تنزل پيدا كرد . اين شاخصها نشان مىدهند كه هر زن گيلانى در طول دوران بارورى خود بيش از 3 بچه به‌دنيا مىآورد . رقم مزبور در كشورهاى پيشرفته حدود 7 / 1 بچه و در كل جهان 3 / 3 بچه است . بالاترين رقم در اين زمينه مربوط به فيليپين مىباشد كه 3 / 4 بچه است . طبق آمار 1991 ميلادى هر زن ايتاليائى در طول دوران بارورى 3 / 1 بچه ، هر زن انگليسى 8 / 1 بچه ، هر زن چينى 5 / 2 بچه ، هر زن ژاپنى 7 / 1 بچه و هر زن آمريكايى 8 / 1 بچه به‌دنيا مىآورد . در مقايسه آمار مواليد كشورهاى جهان با استانهاى مختلف ايران از جمله گيلان به اين نتيجه مىرسيم كه تعداد مواليد در اين منطقه حدود دو برابر كشورهاى پيشرفته و تقريبا معادل كشورهاى جهان سوم است . در مورد مرگ‌ومير كودكان بايد دانست كه در حال حاضر مطالعه مرگ‌و مير كودكان به‌ويژه از زمان تولد تا سن 5 سالگى اهميت خاصى پيدا كرده ، به طورىكه سازمان جهانى بهداشت در راستاى « دستيابى به هدفهاى بهداشت براى همه » اقدامات مؤثرى را براى كاهش مرگ‌ومير كودكان به همه كشورهاى عضو توصيه نموده است . به‌طور كلى آمار مرگ‌ومير كودكان نشان مىدهد كه تعدادى از نوزادان و كودكان قبل از رسيدن به سن 5 سالگى در اثر عوامل و علل نامساعد محيط تلف مىشوند . حال آن‌كه مراقبتهاى بهداشتى درمانى بيشتر و معالجات مؤثر امكان پيش‌گيرى از مرگ‌ومير آنها را فراهم مىسازد و يا ميزان تلفات را كاهش مىدهد . از طرف ديگر روشن است كه قسمت اعظم تلفات كودكان در جهان سوم مربوط به بيماريها و سوانح و صدماتى است كه گريز از آنها مشكل نيست و با استفاده از تسهيلات و امكانات بهداشتى و درمانى موجود نيز مىتوان با آنها به مقابله برخاست . اما لازم به يادآورى است كه ، علىرغم پيشرفتهاى شگفت‌انگيز ، رشته‌هاى مختلف پزشكى هنوز نتوانسته‌اند مرگ‌و مير نوزادان ناشى از عوارض حاملگى تكوينى و داخل رحمى و هنگام تولد را به‌طور كامل تحت كنترل درآوردند . در كشورهاى جهان سوم با وجود همهء تلاشها ، در ثبت و گزارش تلفات كودكان ، چه پيش از تولد و چه بعد از آن ، و نيز در تعيين علل پزشكى مرگ آنها دقت كافى به عمل نمىآيد . به عنوان مثال تلفات نوزادان در اثر عوارض بعد از تولد ، از سقطهاى جنين در آخرين ماه‌هاى حاملگى تفكيك نمىشود . با توجه به نقش آمار تلفات كودكان در برنامه‌ريزيها لازم است در تهيهء و تنظيم اين آمارها دقت و توجه خاصى مبذول گردد . حال پس از بيان اهميت مرگ‌ومير كودكان ، ذيلا به 3 شاخص عمدهء آن در استان گيلان اشاره مىنمائيم : در سال 1368 ، طبق آمار بدست‌آمده از سازمانهاى مربوط ، ميزان مرگ‌و مير نوزادان « 41 » ( اطفال كمتر از يك ماه ) ، 5 / 20 در 1000 بود . اين رقم در سال 1370 كاهش پيدا كرده و به 6 / 16 در 1000 رسيده است . بر اين اساس مىتوان گفت كه وضع نوزادان در منطقه گيلان به‌طور چشمگيرى بهبود يافته است . طبق توصيهء سازمان جهانى بهداشت بايد ميزان مرگ‌ومير كودكان كمتر از 1 سال در تمام كشورهاى عضو اين سازمان به سطح زير 50 در 1000 برسد . بر پايه آمارهاى رسمى موجود ، ميزان مرگ‌ومير اطفال زير 1 سال استان گيلان در سال 1367 رقم 6 / 33 در 1000 بود كه در سال 1370 به رقم 8 / 25 كاهش يافت . با اين حساب تلفات كودكان كمتر از 1 سال گيلانى به حدود نصف عدد توصيه‌شده توسط سازمان جهانى بهداشت رسيده است . اگر در گزارش آمارها كم‌شمارى وجود نداشته باشد اين كاهش را بايد مرهون تأثير مثبت اجراى برنامه‌هاى بهداشتى و درمانى و نيز پيشرفتهاى علم پزشكى
هامش
( 41 ) . ميزان تلفات اطفال كمتر از يك ماهNeonatal mortality rate، در هر 1000 نوزاد محاسبه شده است .