تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣

فصل شانزدهم مردم‌شناسى و فرهنگ عامه

مقدمه

انسان فرهنگ را ، يعنى فضاى زندگى انسانى را مىسازد و مردم‌شناسى انسان را از منظر فرهنگ مىنگرد . مردم‌شناسى رابطهء انسان را با محيط زيست ، با ساير انسانها و نيز با ماوراء طبيعت ، يعنى با آنچه كه در ذهن او به جهانى وراى اين جهان خاكى مربوط مىشود ، مورد مطالعه قرار مىدهد . انسان در ابعاد سه‌گانه ارتباط خويش ، كه محورهاى اصلى شكل‌گيرى فرهنگ مىباشند ، آثارى اعم از جسمى و رفتارى پديد مىآورد ، كه در اين آثار او ( انسان ) و رابطه‌هايش تجلى مىنمايند . فرهنگ به يك معنا مجموعهء همين آثار و چندوچونى حضور اينها در زندگى انسان و نيز كيفيّت حضور انسان در اين آثار است . و بدين معنا مردم‌شناسى علم مطالعهء فرهنگ است . بنابراين فرهنگ همزاد حيات انسانى است و هرجا حيات انسانى وجود دارد ، آنجا عرصهء مطالعهء مردم‌شناسى است . به اين ترتيب قلمرو پژوهش مردم‌شناسى ، مطالعهء فرهنگى همهء ابعاد زندگى انسان اعم از فنون ، هنرها ، روابط اجتماعى ، زبان ، معمارى و مسكن ، محيط زيست و جز اينها را دربر مىگيرد . حال آنكه هريك از اين مقولات ، موضوع علم و معرفت خاصى است . جامعه‌شناسى مطالعهء روابط و نظامهاى اجتماعى را بر عهده دارد ؛ زبان‌شناسى ساختار و چگونگى زبان انسان را مطالعه مىكند ؛ جغرافياى انسانى رابطهء انسان و محيط را با يكديگر و با تكيه بر عناصر جغرافيائى مورد بررسى قرار مىدهد و تاريخ و روانشناسى و معمارى و رياضى و فيزيك و علوم ديگر ، هريك حيطهء مطالعاتى خاص خود را دارند . اما مردم‌شناسى با هريك از اينها داراى فصل مشتركى در قلمرو پژوهش مىباشد . هنر آنجا كه در بستر فرهنگ و زندگى مردم قرار دارد ، امر اجتماعى
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 423 | ابراهيم اصلاح عربانى