به جنگلهاى امامزاده ابراهيم ، امامزاده اسحق ، سياهمزگى ، ماكلوان و قلعه - رودخان در شهرستان فومن و تنيان ، سهسار ، چالكسر ، سياهكوه در صومعهسرا و طولارود ، كيشديبى ، سراگا ، سيابيل ، دورانوارده در تالش و بلوردكان ، آغوزچال ، لانك ، شيلهشه ، شوك ، شوئيل ، رحيمآباد در رودسر و ليل ، سرليل و چالدشت در لنگرود ، كانرود ، كوتهكومه ، ميهكومى ، كشويل ، بهارستان و دگرمانكشى در آستارا منتقل نمايند . در اين مناطق به علت پائين بودن درجهء حرارت و اختلاف دماى آن با مناطق جلگهاى فعاليت زنبورها همراه با تخمريزى شديد ملكه جهت ازدياد نسل و ذخيرهسازى آغاز مىگردد . بدين ترتيب بعد از 45 تا 60 روز برداشت مرحلهء دوم عسل همراه با توليد بچهكندو انجام مىگيرد . پس از برداشت مرحلهء دوم عسل ( اواخر تير تا اوايل مرداد ) شهد موجود در منطقه تدريجا رو به كاهش مىرود و فعاليت زنبورها از نظر شهدرسانى و همچنين فعاليت ملكه از نظر تخمگذارى سير نزولى را مىپيمايد .
اين ايام كارگران از ورود زنبورهاى نر به داخل كندو جلوگيرى مىنمايند كه اين عمل دقيقا نشاندهندهء اتمام شهد در جنگل مىباشد و زنبورداران با توجه به خاتمهء دورهء گلدهى و بالا رفتن درجهء حرارت بايد كندوها را به مناطق كوهستانى و ييلاقى استان در شهرستانهاى فومن ( دير ، خيارچاله ، سالانسر و . . . ) تالش ( روشنده ، دوخالكوه و . . . ) رودبار ( دارستان و . . . ) لاهيجان ( ديلمان و . . . ) رودسر ( توماچال ، چاكدشت و . . . ) منتقل نمايند .
تعداد كندوهاى زنبور عسل استان گيلان در سال 1369
لازم به ذكر است كندوهائى كه بعد از جنگل به نقاط ييلاقى گيلان منتقل مىشوند از نظر توليد عسل بازدهى قابل توجهى ندارند چون مراتع بيش از 50 % از دورهء گلدهى خود را پشتسر گذاشتهاند . ولى به دليل پائين بودن درجهء حرارت و وجود گلهاى مرتعى فعاليت ملكه براى تخمريزى و ازدياد نسل مجددا آغاز مىشود و منجر به افزايش جمعيت در كندو مىگردد . اين امر ( افزايش جمعيت ) از نظر حفظ و نگهدارى كلنى براى پائيز و زمستان بسيار اهميت دارد . ضمنا زنبوردارانى كه بعد از انتقال از جنگل تمايل به توليد و برداشت عسل بيشترى داشته باشند مىتوانند كندوها را به مناطق سردسير استانهاى ديگر نظير آذربايجان شرقى و غربى منتقل نمايند تا ضمن توليد عسل براى فصول پائيز و زمستان كندوهاى قوى و پرجمعيت داشته باشند .
مقدار توليد عسل در شهرستانهاى مختلف گيلان با توجه به موقعيت جغرافيائى ، استعداد منطقه ، تعداد كلنيها و نوع زنبوردارى ( زنبوردارى حرفهاى ، زنبوردارى غيرحرفهاى ) متفاوت است . زنبورداران گيلان نيز مانند ساير نقاط به دو گروه تقسيم مىشوند . گروه اول زنبورداران حرفهاى كه شغل اصلى آنها پرورش زنبور عسل است و به زنبورداران مهاجر معروف هستند .
دستهء دوم زنبورداران غيرحرفهاى يا آماتور كه زنبوردارى شغل جنبى آنهاست و چون كندوها را جابجا نمىكنند و از نقطهاى به نقطه ديگر نمىروند زنبورداران ثابت هستند . زنبورداران مهاجر كه در طول سال حداقل سه بار كلنيهاى زنبور عسل خود را در مناطق مختلف استان كوچ مىدهند بيشترين مقدار توليد را دارند بهطورىكه مىتوان براى هردستگاه كلنى 25 تا 30 كيلوگرم عسل برآورد نمود . ولى مقدار توليد براى زنبورداران ثابت با توجه به محل استقرار كلنيها و استعداد منطقه و نيز درجهء حرارت و انواع گياهان شهدزا متفاوت است بهطورىكه مىتوان آن را به سه دسته تقسيم نمود .
الف - توليد عسل در منطقهء جلگهاى .
ب - توليد عسل در منطقهء جنگلى .
ج - توليد عسل در منطقهء كوهستانى و ييلاقى .
مقدار توليد عسل توسط زنبورداران ثابت در شهرستانهاى رشت ، آستانهء اشرفيه و بندر انزلى كه مناطق جلگهاى بيشترى دارند به حداقل مىرسد به طورىكه هر دستگاه 5 تا 10 كيلوگرم توليد مىكند و در شهرستانهاى لنگرود ، فومن ، صومعهسرا ، تالش و آستارا كه داراى مناطق جنگلى بيشترى هستند توليد هر دستگاه كلنى بين 10 تا 15 كيلوگرم است . در رودبار ، رودسر و لاهيجان به علت مناطق كوهستانى و مرتعى ( كه زنبورداران ثابت بيشتر در آنجا مستقر هستند ) مقدار توليد عسل به 15 تا 20 كيلوگرم مىرسد .
توليد عسل در شهرستانهاى تابعهء استان با توجه به تعداد كلنيهاى زنبور عسل و وضعيت زنبورداران مهاجر و ثابت در جدول صفحهء بعد آمده است .
لازم به تذكر است كه در جدول فوق توليد عسل براى شهرستانهاى تالش و آستارا به نسبت 50 % ثابت و 50 % مهاجر و براى ساير شهرستانها 70 % ثابت و 30 % مهاجر محاسبه گرديده است .
خوشبختانه گياهان شهدزا در شهرستانهاى مختلف استان تقريبا مشترك بوده و تفاوت چندانى با يكديگر ندارند بدينجهت تعيين درجهء كيفيت عسل به صورت منطقهاى مورد بررسى قرار مىگيرد . با توجه به اين امر عسل توليدى در استان گيلان را نيز مىتوان از نظر منطقهاى به سه گروه تقسيم كرد : عسل منطقهء جلگهاى ، عسل منطقهء جنگلى و عسل منطقهء كوهستانى .
1 . عسل منطقهء جلگهاى : كه بيشترين توليد از گلهاى درختان ميوه نظير سيب ، گلابى ، گيلاس ، گوجه و قطره طلا و نيز اقاقياى وحشى ( به مقدار كم ) و چمنزارها و مركبات و تمشك تأمين مىشود . تمشك در گيلان به فراوانى وجود دارد و نسبت به ساير گياهان برترى دارد ، زيرا با كمترين گل بيشترين شهد را توليد مىنمايد بهطورىكه از 260 عدد گل يك گرم شهد بهدست مىآيد .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: ابراهيم اصلاح عربانى
ص٢٧٨