تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
برداشت منظم از درختان ، بقاء جنگل و حفظ و كيفيت آن نيز در سايه بهره‌بردارى صحيح و اصولى سال‌به‌سال بهبود يابد . با توجه به نوع تجديد حيات طبيعى در جنگلها ، طرحهاى جنگلدارى به دو گروه دانه‌زاد ( تجديد حيات طبيعى توسط بذر ) و شاخه‌زاد ( تجديد حيات طبيعى وسيله جست درختان ) تقسيم مىشوند . چون اجراى طرح شاخه‌زاد با موفقيت روبرو نشد طرح ديگرى به نام كنورسيون ( قطع يكسره ) جايگزين آن گرديد . در اجراى اين طرح درختان كم‌ارزش را مورد بهره‌بردارى قرار داده از جنگل خارج كردند تا گونه‌هاى سوزنىبرگ و پهن‌برگ سريع الرشد را به جاى آنها بنشانند . به نظر كارشناسان چون در جنگلهاى كم‌بازده و مخروبه ديگر امكان تجديد حيات طبيعى وجود ندارد لذا بهترين روش ، براى احياء آنها جنگلكارى گونه‌هاى مناسب مىباشد . تهيه طرحهاى كنورسيون از سال 1357 در استان گيلان در سطح 000 ، 56 هكتار انجام گرفت كه تا امروز كار اجراى اين طرحها ادامه يافته است . از برنامه‌هائى كه براى بازسازى و احياء جنگلها و توسعه و گسترش سطح آنها انجام گرفت تأسيس دفترى ستادى در مركز سازمان جنگلها و مراتع كشور به نام دفتر جنگلكارى و پاركها بود كه وظيفه برنامه‌ريزى در سطح ملى ، تنظيم و ابلاغ بودجه و اعتبارات به واحدهاى استانى و نظارت بر اجراى طرحهاى جنگلكارى و توسعه فضاى سبز در استانهاى كشور را عهده‌دار گرديد . در تعقيب تأسيس اين دفتر ، با تصويب طرح ملى ( و سپس استانى ) جنگلكارى و احياء جنگلها و تخصيص اعتبارات عمرانى جداگانه ، برنامه مزبور توسعه و تعميم پيدا كرد . هدفهاى اين طرح عبارتند از : - اختصاص نوار جنگلى شمال كشور به قطب توليد چوب ( به‌ويژه صنعتى ) در سطح ملى . - افزايش و ارتقاء توان توليد در جنگلهاى صنعتى و تجارتى با استفاده از تكنولوژى پيشرفته ، ترويج گونه‌هاى مرغوب بومى و غرس گونه‌هاى سريع الرشد اعم از سوزنىبرگ و پهن‌برگ . - نهالكارى و ايجاد جنگلهاى دست‌كاشت در جنگلهاى مخروبه شمال و تبديل آن به جنگلهاى مولّد چوب . - تأمين نيازهاى ديگر مملكت با بهره‌گيرى از استعدادهاى بالقوه ساير مناطق جنگلى ايران از جمله حوزه زاگرس و غرب كشور . - ايجاد اشتغال و جلب همكارى بخش غيردولتى براى سرمايه‌گذارى و مشاركت در حفظ ، حمايت و توسعه جنگلها و منابع توليد چوب كشور و النهايه تلاش براى رسيدن به خودكفائى نسبى در اين زمينه . از زمانى كه اجراى برنامه‌ها و طرحهاى جنگلكارى و احياء جنگلها در گيلان آغاز شد يعنى از سال 1343 تاكنون بخش نسبتا وسيعى از جنگلهاى مخروبه و نيمه‌مخروبه جلگه‌اى گيلان زير پوشش عمليات جنگلكارى و بازسازى قرار گرفته است ولى نمىتوان انكار كرد كه جنگلكارى و احياء جنگلهاى گيلان توانائى مقابله با صدمات ناشى از تخريب را نداشته و نتوانسته است در اين زمينه تعادلى برقرار سازد . اميد است در آينده با توسعه و گسترش طرحهاى بازسازى از يك‌سو و مقابله جدى با تخريب و تضعيف جنگلها از جدول شمارهء 4 - فعاليتهاى طرح جنگلكارى در سطح كشور از سال 1358 تا 1363 سوى ديگر بتوان به هدفهاى احياء و حفظ و حراست اين ثروت ملى دست يافت . از آنجا كه حوزه شهرستان تالش ، از نظر مساحت بزرگترين منطقهء گيلان است و حدود يك‌سوم از سطح استان را دربر گرفته و بيشترين و غنىترين جنگلهاى گيلان را به خود اختصاص داده است طبعا قسمت اعظم فعاليتهاى مربوط به جنگلكارى و بازسازى و همچنين بهره‌بردارى در اين منطقه انجام گرفته است . مهمترين مناطق جنگلى حوزهء تالش كه عمليات جنگلكارى و بازسازى در آنها انجام گرفته است عبارتند از : گيسوم ، كيله‌سرا ، خطبه‌سرا ، حفظآباد ، هفت‌دغنان ، لارسر ، طالب‌آباد ، قلعه‌بين ، جوكندان ، مازوپشته ، اسالم ، چوبر ، شيخ‌نشين ، سياه‌كش ، پيلمبرا ، شاندرمن ، ماسال و طولارود . ساير نقاطى كه زير پوشش طرحهاى احياء و بازسازى جنگلها قرار گرفته‌اند بدين قرارند : - اراضى ساحلى و طرح ليل در حوزهء رودسر . ( در حال حاضر لاهيجان ) - مريدان در حوزهء شهرستان لنگرود . - مهربن ، شم‌رود ، رادارپشته ، ازبرم ، اميركياسر ، كياشهر و چالشم در حوزهء شهرستان لاهيجان . - جنگلهاى مخروبه در حوزهء شهرستان صومعه‌سرا . - جنگلهاى ماسوله و امامزاده ابراهيم در حوزهء شهرستان فومن . از جنگلكاريهائى كه طى سالهاى 1343 تا پايان 1368 انجام شده در سطح 825 ، 12 هكتار زمين تعداد 514 ، 531 ، 26 اصلهء نهال توسط سرجنگلدارى كل استان ( ادارهء كل منابع طبيعى فعلى ) و بقيه توسط شركت چوكا ، شركت منحله خدمات ( سهمى ناچيز ) و شركت بهره‌بردارى جنگل شفارود غرس گرديده است .