تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
مشترك 3 / 1530 ( 3 نسخه ) . كتابخانه‌ها 1 / 58 ؛ گنج ، 2 / 702 ؛ نوشاهى ، موزه 231 .

* روايح شرح لوايح .

متن لوايح ( هف ) از جامى . گزارش از عبدى قصورى خويشگى ( د 1106 ق / 1695 م ) ( - بحر الفراسه و جز آن ) . مشترك 3 / 1860 نامش ؛ احوال و آثار خويشگى 133 ؛ پاكستان مين 3 / 347 .

* روايح شرح لوايح .

متن از جامى ( - بالا ) . گزارش از عبد النبى شطارى زنده 1039 ق / 29 - 1630 م ( - چهارده خانواده ) كه از شرح گسترده‌تر خود به نام « فواتح الانوار ، شرح لوايح الاسرار » گزيده است . مشترك 3 / 1860 نامش ؛ علماى هند 134 .

* روايح فى حل كلمات اللوايح .

متن همان ( - بالا ) . گزارش از محمد شريف فرزند نظام الدين علوى هروى ( - وحدت وجود ) . آغاز : اللهم نعوذ بك بعفوك من عقابك و نعوذ برضاك . . . لا احصى ثناء عليك ، كيف . . . جل علا و متعالى است عن ثنايى از ثناى من كه از مقام فرق . مشترك 3 / 1860 . نوشاهى ، موزه 263 .

* روح : رساله در . . . ، از سلطان عبد الرحمان ،

پيش 1200 ق كه تاريخ رونويسى است . ( - معرفت روح ) . نسخه‌ها 2 / 1180 . آصفيه 4 / 182 .

* روح : رساله در بيان روح .

از خواجه محمد گجراتى احمدآبادى چشتى ( - روح اعظم ) .

* روح : رساله در بيان . . . ، از « من منم » ؟

. آغاز : اما بعد ، بر ضماير ارباب بصاير پوشيده نماند احوال روح بر اكثر اهل علم مخفى است . مشترك 3 / 1530 .

* روح : رساله در . . . : روحيه .

با سربندهاى « قصه » در زمينهء « حسن و دل » فتاحى ( - 1 / 316 ) و « صحت و مرض » فضولى ( - 1 / 435 ) ولى هيچ‌يك آنها نيست . و از همين گونه است « حدايق العشاق » ( هف ) . آغاز : وقتى كه معمار عمارت وجود ، دنيا را بنياد كرد ، و به خيال انسان برترى داده شد ، قالب آدمى را مهيا ساخت ، به روح امر شد . مشترك 3 / 1530 .

* روح : رسالهء مبحث . . . ، ن .

آغاز : حمد له . . . بدان اى دوست تشبيهات دنيا و ما فيها را بزرگان به حق اليقين دانسته و راه برده‌اند . تركيه ، مغنيسا 232 .

* روح : رساله در . . . ، ن . ( يكى نيستند ) .

آستان قدس ، نامگو 285 ؛ قم ، فيضيه 2 / 72 « رسالهء روحيه » تركيه ، مغنيسا 259 .

* روح الارواح ، از شهاب الدين ابو القاسم عبد الله فرزند مظفر سمعانى ،

از دانشمندان سدهء 6 ق يا آغاز 7 ق . او جز ابو القاسم احمد فرزند منصور سمعانى است كه پيرامون سال پانصد مىزيسته است . كه در برخى فهرست‌ها اين كتاب به وى نسبت داده شده است . در گزارش اسماء حسنى به روش عرفانى و شيوا . در آن از « شيخ والد » به آنچنان ياد كرده كه