* رندنامه .
كرمانى - مراتب رنديه .
* رند و زاهد .
فضولى - بخش داستانها ( 1 / 414 ) .
* رنگ .
كرمانى - زنگ .
* رواق الاخلاق .
از شيخ زين الدين گيلانى ، كه براى ميرزا آقا بيگ ، كه به لاهيجان آمده بود ، در 8 « مثال » و 8 « مفتاح » و سربندهاى كوچكتر « كلمهء تكمله ، تلميح تمليح ، تسفير تفسير ، ترشيح تشريح » . نام كتاب و نگارنده و ميرزا آقا بيگ و نمايه كتاب در ديباچه آمده است .
آغاز :
. . . يا رب نفسى ده كه ثنا پردازم - * وين نغمه به آهنگ نوا پردازم -
ديباچهء علم خويش .
نسخهها 2 / 1179 .
دانشگاه 9 / 1205 .
* رواننامهء شعبانى .
از على فرزند احمد ، در اثبات بقاى نفس ، براى على فرزند شعبان ، همراه با چند گفتار از ابن سينا و ديگران ، در مجموعه نوشتهء 751 - 755 ق .
نسخهها 2 / 1179 .
فيلم 1 / 431 .
تركيه ، حميديه ، ش 142 / 1447 .
* روايت پهلوى :
روايت زردشتى به پهلوى ، روايت فارسى . ن . زردشتى ايران باستان . ( يكى نيستند ) .
بريلوى ، دهابهار 33 « روايت پهلوى يا شايست و ناشايست » ، همانجا 8 « روايت پهلوى » ؛ لندن ، روز ، براون 139 « روايت پهلوى » سنتهاى زردشتى به پهلوى ؛ بمبئى ، رهاتسك 178 « روايت زردشتى » ، همانجا 172 « روايت فارسى » .
* روايح . از يعقوب صوفى كشميرى
( د 1003 ق / 1595 م ) ( - انوار الاذكار ) . در برابر « لوايح » جامى ( هف ) ، در 3 « رايحه » ، به نثر آميخته به نظم . نام نگارنده در ديباچه آمده
آغاز : لك الحمد كالذى نقول و خيرا مما نقول . . . پاكا خداوندا اگر جنس حمد و ثنا مخصوص به ذات . . .
مشترك 3 / 1530 ( 2 نسخه ) ؛ ذريعه 9 / 1312 « ديوان يعقوب . . . » ؛ اعلام 3 / 2369 ؛ شعراى كشمير 2 / 627 ضمن نام 13 كار او ، به نقل از تاريخ اعظمى ؛ نفيسى 1 / 372 ، 470 « روايح شرع » ( ؟ ) كه بايستى لغزش چاپى باشد ، همانجا 1 / 265 يعقوب چرخى كارهاى او و « روايح » كه اين نيز درست نيست ، چه « روايح » از صرفى است نه چرخى ؛ پيشگفتار ، چ ابداليه 23 ؛ علماى هند 255 كه ضمن برشمردن 12 كار او از « حاشيهء روايح » نام برده ؛ ايوب قادرى 551 .
نوشاهى ، موزه 230 .
* روايح الانفاس :
ملفوظات شاه برهان الدين ملقب به راز الهى ( د 1107 يا 1108 ق / 95 تا 1697 م ) . گردآورى شيخ ابراهيم گازر الهى ، در 1087 / جوشش اسرار / 7 - 1678 م ، كه پس از مرگ وى عبد الهى حسنى حسينى آن برگها را گردآورده ، ديباچهاى براى آن نوشته ، و بدين نام خوانده است . در 322 « رايحه » و بدنبال هر سربند با عبارت « مىفرمودند » آغاز مىگردد .
آغاز : لفظى كه از زبان فيض افشان نخلبندان بهارستان . . . بعده ، پوشيده نماند كه اين مجموعهاى است مشتمل بر كلمات نفيسه