تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
نسخه‌ها 2 / 1166 . دانشگاه 13 / 3014 .

* رسالهء عرفانى . مخدوم محمّد معين يا : الملقب بالمعين بن محمّد الملقب بالامين .

در پاسخ پرسش‌هاى سيّد شاه عبد اللطيف بهتايى تتوى ، دربارهء « اويسى » و مسايل عرفانى . آغاز : حامدا الله سبحان العظيم ، و مصيلا و مسلما . . . اما بعد ، جواب بالصواب آن است كه لفظ اويسى ، كه در سخنان صوفيه آمده . مشترك 3 / 1497 .

* رسالهء عرفانى . از خواجه معين الدين بغدادى .

براى خواجه قطب الدين دهلوى ، در مسايل گوناگون . سرآغاز نسخه « مكتوب » را ماند . آغاز : دوست همراز اهل يقين برادرم خواجه قطب الدين دهلوى ارشدك اللّه تعالى از فقير حقير خواجه معين الدين بغدادى ، دعايى . چند نكته و رمزهاى هدايت . مشترك 3 / 1497 ( 2 نسخه ) .

* رسالهء عرفانى . از معين الدين سكزى اجميرى ،

حسن چشتى بلخى ( د 633 ق 1236 م ) ( - دليل العارفين ) . يكى نيستند . نسخه‌ها 2 / 1166 ( 5 نسخه ) ؛ اعلام 3 / 2329 . نشريه 4 / 668 « رساله در تصوف » . سرفراز ، انجمن 41 « گفتار . . . » ، همانجا 34 « رسالهء عرفانى » ( 2 نسخه ) ؛ نوشاهى ، انجمن 61 « وجود به » ؛ موزهء بريتانيا 6693
; or
ويلكام ، لندن 519 .

* رسالهء عرفانى . از شرف الدين احمد منيرى

( د 782 / 1380 م ) ( - شرح آداب المريدين ) . يكى نيستند . 1 - در سيروسلوك و پندهاى صوفيانه كه نام نگارنده تنها بر فراز نسخه آمده است . بخشبندى نشده ، به نثر و نظم و سربندهاى « عزيز من » روان ، همراه تمثيل‌ها . آغاز مىشود به تعريف مردان خدا ، كه گفتند : مشغول بودن به غير كفران نعمت است . . .
اندر طلب دوست چو پروانه شديم - * اول قدم از وجود بيگانه شديم .
در پاكستان و هند 3 ( 1 ) / 113 تا 115 نام 13 كار او را برشمرده‌اند ، از آن ميان « وصول الى الله » كه با موضوع نسخهء ما جور است . آغاز : حمد له . صلات . بدانكه مردان خداى تعالى چون معرفت حق درست فهم كردند ، كه تعالى ما را از نيستى هست كرد . مشترك 3 / 1497 ؛ اعلام 1 / 139 ؛ مشار ، مؤلفين 1 / 469 ؛ نفيسى 1 / 285 . گنج 2 / 686 . 2 - گويا از همو . با همان روش و سربندهاى « عزيز من » ، به نثر روان آميخته به نظم و تمثيل . با شرح حديث كنت كنزا مخيفا آغاز مىشود : بعد از آنكه نور ذات جوشيد ، از آن دو شق شد ، نيمهء نورى جوشى گرفت ، كثيف شد نار گشت ، نار را كثافت رسيد هوا شد ، هوا را كثافت رسيد باد شد . . . كف شد . . . خاك شد . . . آغاز : بسمله . كنت كنزا . . . چون سلطان عشق خواست كه پردهء جمال از روى بردارد . مشترك 3 / 1498 . گنج 2 / 697 .

* رسالهء عرفانى . ترجمه . از محمد مؤمن .

در