تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

* تجليّات رحمانى .

سيد على محمد فرزند عبد الرحمان فرزند محمد حسينى قادرى ، صبغت الهى . در 28 « تجلى » : 1 - وحدت ، 2 - الوهيّت ، 3 - روح ، 4 - قلب ، 5 - انسان ، 6 - انسان كامل ، 7 - خطرات ، 8 - مشاهدت ، 9 - مراقبت ، 10 - مكاشفت . . . ، 20 - بيعت . . . ، 25 - شغل و طريق شغل نفى و اثبات . . . ، 28 - ولايت . . . ، در متن جابجا احوال پدر و مرادش آمده است . آغاز : حمد بىغايت مر خازن كنز وحدت را كه به خواهش اظهار حسب ذاتى در خزانهء غيب . مشترك 3 / 1332 ( 2 نسخه ) . ايوانف 1313 ، 1314 ؛ نوشاهى ، موزه 206 ( 2 نسخه ) .

* تجلى خداوند بر كوه طور . خواجه سلطان محمد نواب اصفهانى ،

وزير نواب امام قلى خان . عرفانى و پايه‌هاى علم حروف ، پاشيده شدن كوه طور و بر جاى ماندن تن موسى در هنگام تجلى خدا را گفتگو مىكند . آغاز : تجلى حضرت بر كليم اللّه در طور سينا كنايه بر حكمت است . حل عبارت مزبور . نسخه‌ها 2 / 1073 ( 3 نسخه ) ؛ ذريعه 11 / 136 « رسالة التجلى على الطور » . دانشگاه 3 / 438 ، همانجا 4 / 265 . نجف ، كتابخانهء امير المؤمنين ش 2263 .

* تجلى خداوند بر كوه طور . مير داماد - جذوات ، بخش فلسفه .

* تجلّى خداوند بر كوه طور .

از ناشناسى كه در ديباچه مىگويد « روزى در محفلى با جمعى از طالبان . . . صحبتى روى داد ، يكى از ايشان درخواست نمود ، كه مدتى گذشت كه سؤال علماى هند از علماى ولايت ( - ايران ) ، مبنى بر آنكه هرگاه تجلى در طور سينا كوه را ريك روان كرد ، چرا موسى را هيچ آسيب نرسيد ؟ . تا حال معرض تعويق است ، و كسى جواب نداده ، اگر در اين باب تقريرى مىشود ، تمناى ديرينه جلوه خواهد نمود . آغاز : الحمد للّه الذى ليس لوجهه . . . بر خواطر فيض مظاهر پوشيده نماند ، كه روزى . مشترك 3 / 1332 . نوشاهى ، موزه 206 .

* تجلى خداوند بر حضرت موسى .

از خواجه سلطان محمد وزير امام قلى خان ، در بيان تجلى خداوند بر حضرت موسى ( ع ) در طور سينا به صورت عرفانى . آغاز : « تجلى حضرت واجب بر كليم اللّه در طور سينا كنايه بر حكمتست » . مرعشى 29 / 374 ش 16 / 11619 .

* تحرير الانور .

على انور قلندرى - بخش تفسير .

* تحرير الوجود المطلق .

شاه داعى شيرازى ، نظام الدين محمود ( د 870 ق / 1465 م ) . ( - تأويل گيتى ، مشترك 15 ) . در برابر خواهش دوستى درويش « كه در مسألهء وجود ، آنچه نسبت به درويشان مىدهند ، آنچه اعتقاد او باشد ، بنگارد » . با سربندهاى « تحرير » و « تمهيد » . به دنبال هر تحرير مدعايى را مطرح مىكند و به دنبال تمهيد آن را توضيح مىدهد . به نثر آميخته به نظم . آغاز : سبحان من احرقت جبروته اجنحة الافكار . . . دوستى درويشى كه خلوص او با داعى