* تجليّات رحمانى .
سيد على محمد فرزند عبد الرحمان فرزند محمد حسينى قادرى ، صبغت الهى . در 28 « تجلى » : 1 - وحدت ، 2 - الوهيّت ، 3 - روح ، 4 - قلب ، 5 - انسان ، 6 - انسان كامل ، 7 - خطرات ، 8 - مشاهدت ، 9 - مراقبت ، 10 - مكاشفت . . . ، 20 - بيعت . . . ، 25 - شغل و طريق شغل نفى و اثبات . . . ، 28 - ولايت . . . ، در متن جابجا احوال پدر و مرادش آمده است .
آغاز : حمد بىغايت مر خازن كنز وحدت را كه به خواهش اظهار حسب ذاتى در خزانهء غيب .
مشترك 3 / 1332 ( 2 نسخه ) .
ايوانف 1313 ، 1314 ؛ نوشاهى ، موزه 206 ( 2 نسخه ) .
* تجلى خداوند بر كوه طور . خواجه سلطان محمد نواب اصفهانى ،
وزير نواب امام قلى خان .
عرفانى و پايههاى علم حروف ، پاشيده شدن كوه طور و بر جاى ماندن تن موسى در هنگام تجلى خدا را گفتگو مىكند .
آغاز : تجلى حضرت بر كليم اللّه در طور سينا كنايه بر حكمت است . حل عبارت مزبور .
نسخهها 2 / 1073 ( 3 نسخه ) ؛ ذريعه 11 / 136 « رسالة التجلى على الطور » .
دانشگاه 3 / 438 ، همانجا 4 / 265 .
نجف ، كتابخانهء امير المؤمنين ش 2263 .
* تجلى خداوند بر كوه طور . مير داماد - جذوات ، بخش فلسفه .
* تجلّى خداوند بر كوه طور .
از ناشناسى كه در ديباچه مىگويد « روزى در محفلى با جمعى از طالبان . . . صحبتى روى داد ، يكى از ايشان درخواست نمود ، كه مدتى گذشت كه سؤال علماى هند از علماى ولايت ( - ايران ) ، مبنى بر آنكه هرگاه تجلى در طور سينا كوه را ريك روان كرد ، چرا موسى را هيچ آسيب نرسيد ؟ . تا حال معرض تعويق است ، و كسى جواب نداده ، اگر در اين باب تقريرى مىشود ، تمناى ديرينه جلوه خواهد نمود .
آغاز : الحمد للّه الذى ليس لوجهه . . . بر خواطر فيض مظاهر پوشيده نماند ، كه روزى .
مشترك 3 / 1332 .
نوشاهى ، موزه 206 .
* تجلى خداوند بر حضرت موسى .
از خواجه سلطان محمد وزير امام قلى خان ، در بيان تجلى خداوند بر حضرت موسى ( ع ) در طور سينا به صورت عرفانى .
آغاز : « تجلى حضرت واجب بر كليم اللّه در طور سينا كنايه بر حكمتست » .
مرعشى 29 / 374 ش 16 / 11619 .
* تحرير الانور .
على انور قلندرى - بخش تفسير .
* تحرير الوجود المطلق .
شاه داعى شيرازى ، نظام الدين محمود ( د 870 ق / 1465 م ) .
( - تأويل گيتى ، مشترك 15 ) . در برابر خواهش دوستى درويش « كه در مسألهء وجود ، آنچه نسبت به درويشان مىدهند ، آنچه اعتقاد او باشد ، بنگارد » .
با سربندهاى « تحرير » و « تمهيد » . به دنبال هر تحرير مدعايى را مطرح مىكند و به دنبال تمهيد آن را توضيح مىدهد . به نثر آميخته به نظم .
آغاز : سبحان من احرقت جبروته اجنحة الافكار . . . دوستى درويشى كه خلوص او با داعى