داراشكوه ، شكست داراشكوه ، بركنارى شاهجهان و تاجگذارى اورنگزيب ( 1068 ق ) .
آفتاب 506 به تفصيل ؛ مارشال 174 ؛ استورى 1 / 598 ، 1318 ؛ پاكستان و هند 4 / 538 ؛ آصفيه 1 / 603 ؛ هندليست 1 / 220 .
اورنگنامه . از رفعت و يا رافت كشميرى .
در ديباچهء « مآثر اقبال » ( هف ) خود از عمويش به نام محمد ثنايى متخلص به « وحشت » كشميرى ياد مىكند . در جنگهاى جانشينى ميان اورنگزيب و سلطان مراد ، در يك سال و شش ماه سروده و در 1072 ق . به انجام رسانده است . « اورنگنامهء » حقيرى ( هف ) نيز در همين سال سروده شده است ، و « مآثر اقبال » او نيز در همين زمينه است جز آنكه آن به نثر است و اين به نظم . ( - فتوحات عالمگيرى ) آغاز : به نام خدايى كه از صنع پاك - بكرد آفريده خلايق ز خاك .
نسخهها 4 / 2653 بخش منظومهها ؛ آصفيه 1 / 153 ش 613 تاريخ . تخلص سراينده را رفعت ياد كرده است .
اورنگنامه . عاقلخان -
واقعات عالمگيرى .
اوصاف الآصف .
از منشى انعام على فرزند محمد خورشاه منشى . تاريخ پادشاهان اود است از آغاز تا به سال 1198 ق ، در 5 « ركن » :
1 - برهان الملك سعادت خان ، 2 - ابو منصور خان صفدر جنگ ، 3 - شجاع الدوله ، 4 - آصف الدوله از تاجگذارى تا 1198 ق ، 5 - شاهزاده وزير على خان . آغاز : اى نكته نوساختى صفى و منصف .
نسخهها 6 / 4587 ؛ استورى 1 / 704 ؛ ريو 3 / 960 ؛ عليگر ، اطهر 130 ، 131 .
اوصاف تهور جنگ .
از مير غلام زين العابدين كه در محمدپور مىزيسته به سال 1275 يا 1276 ق نگاشته است . ستايشنامهاى از حسين منور خان تهور جنگ حيدرآباد دكنست . از : علم ، سخاوت يقين ، امانت ، نماز و نياز او . آغاز : لطايف انشابه املاى ستايش انشاپردازىست كه منشى تقديرش نثر موجودات را . ( - تاريخ دكن ) .
مشترك 5 / 436 ؛ نسخهها 6 / 4587 ؛ سرفراز على 50 ؛ نوشاهى ، انجمن ش 1 ق ف 126 .
اوصاف منير .
گروهى از سرايندگان ، در ستايش منير الملك حيدرآباد دكن . كه در 1221 ق چاپ شده است .
موزهء سالار 5 / 327 .
اوصافنامهء عالمگيرى .
از اللّه يار ازبك بلخى . ستايشسرايى است از اورنگزيب ( 1068 - 1118 ق ) . به نثر و نظم .
مارشال 68 .
اويماق مغل .
كابلى - بخش تاريخ جهان 1 / 566 .
« ب »
بابرنامه : يادداشتهاى بابر : تزوك بابرى : واقعات بابرى .
از ظهير الدين محمد بابر پادشاه ( 888 - 937 ق ) ، پايهگذار دودمان تيمورى هند ، كه در اروپا به مغول بزرگ شناخته شده است .
يادداشتهاى اوست در رويدادهاى روزگار پادشاهى كه بىتعصب به زبان جغتايى نگاشته بود . داراى مطالب سياسى ، تاريخى ، جغرافيايى ، طبيعى ، ادبى و سرگذشت مردان روزگار خود و بسيار ارزشمند .
ترجمهء فارسى آن به دستور اكبر پادشاه