است و جمعيتى برابر 105 نفر براى آن ذكر كردهاند . « 1 » ولى تمام ناحيهء فريدن و از جمله دهستان پشتكوه و پيشكوه موگويى با همهء قدمت و سابقهء حضارت ، اقتصاد شكوفايى ندارد .
سرزمين مستعد است و چشمهسارهاى بسيار براى آن آب آسانياب خوب فراهم مىكنند ، ولى با همهء اينها نظر به سردى هوا و عوامل ديگر ، ناهمواريهاى بسيارى در عالم اقتصاد آن پيش آمده و مانع شكوفايى آن شده است . عامل ديگرى هم در اين كار دخالت دارد و آن بازگشت ارامنه است به ارمنستان ، كه شاه عباس آنها را به آنجا آورده بود و اين خود موجبى براى تنزل اقتصاد آن شده است ، چون از جهات مختلف دربارهء فرهنگ جامعهشناسى و جغرافياى تاريخى ناحيه و جهات ديگر اين ناحيه به مناسبات مختلف بحث كافى شده است .
واژهشناسى :
هيزم به دو جزء « هى + زم » تقطيع مىشود . جزء اول « هى » همان ممال يايى « هو » است و اكثر در تطور واژهها ممال « يايى » و « واوى » هر دو در اسامى ديه به كار مىرود و « هو » همان واژهء اوستايى كهن به معناى خوب و خوش است . اما جزء دوم « زم » اگر تلفظ آن به فتح يا كسر اول بوده آن را از ريشهء « زم » به معنى زمين مىگرفتيم ولى اينجا تلفظ آن به ضم اول است و با تحقيق از اهل محل صحت اين امر مسلم شد . اما « زم » به ضم بسيار كمتر ديده شده است و در فرهنگهاى برهان قاطع ، فرهنگ فارسى معين ، لغتنامهء دهخدا نيامده است . ولى در متون قديم ديده شد كه در صورت مفرد بودن آن را بضم اول و در جمع و تعريب « زموم » و « جهوم » آوردهاند و گاهى با حرف « ر » به صورت « رم » و « رموم » و به معنى خانه و سياهچادر كردان دانستهاند . از اينجا راهى براى معنى آن به دست مىآيد . يعنى خانه يا سياهچادر خوب كردان و منظور از « كردان » در متون جغرافياى كهن عشاير و چادرنشينان است . نامواژهء كرزم ديده شود . « 2 »
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 59 - 58 .
( 2 ) - ن . ك . به : المسالك و الممالك ، ابن خردادبه ، ترجمهء حسين قرهچانلو ، ص 37 ذيل زموم كردان فارس . و مسالك و ممالك اصطخرى ، به اهتمام ايرج افشار ، ص 96 و 222 و 233 و 234 و فارسنامه ابن بلخى ، نشر دنياى كتاب ، ص 168 و . . . در اينجا بايد اضافه كنم كه مراجعه به اين متون به سعى و اهتمام دوست فاضل آقاى حشمت الله انتخابى ميسر شد . از لطف و محبت ايشان ممنون و متشكرم .