از « هون + گان » بدانيم . اين صورت البته كمسابقه است ، ولى ارباب فرهنگ « هون » را به معناى زمين كلوخزار و همچنين زمين شيار كرده معنى كردهاند . « 1 » اهالى محل نيز ظاهرا اين لغت را در مورد زمينهاى خودشان به همين معنا به كار مىبرند و زمينهاى آنها نيز سنگلاخ و كلوخزار است . « 2 » و اگر بنا را بر تقطيع اين واژه به صورت « هون + گان » بگذاريم در اين صورت معنى آن مىشود ديه و سرزمين متصف و منسوب به سرزمين كلوخزار ، و اين معنا نيز قابل قبول است .
هويه
Huye ( h )
هويه ديهى است در دهستان اشترجان ، لنجان اصفهان . « 3 » در سال 1345 ، اين ديه 940 نفر جمعيت داشته است كه به ناچار در حال حاضر بسيار افزايش يافته است . « 4 » چونكه دهستان لنجان ( اشترجان ) سخت از لحاظ آبادى و اقتصادى و جمعيت ترقى كرده است ، مردم متمدنتر شدهاند - غربىتر شدهاند - شهرىتر شدهاند . همهء خصوصياتى كه از اين پيش دربارهء جامعهء روستايى لنجان گفتهايم در مورد اين ديه نيز صادق است . ازاينرو به توضيح بيشتر نمىپردازيم و مىرويم بر سر نام قشنگ آن .
واژهشناسى :
اگر واژهء هويه را تقطيع كنيم ، به سه جزء « هو + او + يه » مىرسيم . جزء اول « هو » همان واژهاى است كه در اوستايى و پارسى باستان داريم و به معناى « خوب » است .
توضيح آنكه « هو » در اوستايى به معناى خوب ، بىعيب ، بزرگ و زيبا است . چون اين دانسته شد مىگوييم كه واژهء هويه همان واژهء خويه است مركب از دو جزء « هو » ( خو ) و « اويه » ( به معنى آب و منسوب به آب ) و واژههاى هويه ، خويه ، خويگان و خشويه همه به يك معناست . براى تأييد سخنان خود اين نكته را هم علاوه كنيم كه در واژههاى لرى حاضر
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع و حاشيهء مصحح ذيل همين واژه .
( 2 ) - از افاضات جناب آقاى خسرو احتشامى شاعر بزرگوار هونگانى .
( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 15 .
( 4 ) - در سال 1375 جمعيت روستاى هويه كه در حال حاضر جزو دهستان زازران فلاورجان است ، به 2314 نفر افزايش پيدا كرده است .