تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢
كردند كه مىگويند همان « ور » جم‌كرد است و حصارى بزرگ است با خانه‌هاى بسيار . « 1 » اما نامخواست نام يك پهلوان تورانى است كه فردوسى او را به صفت جادو آورده است و مىفرمايد :
دگر جادويى نام او نامخواست * كه هرگز دلش جز تباهى نخواست
نامخواست فرزند هزاران است و يكى از سرداران تورانى است كه در جنگ ارجاسب با گشتاسب به جنگ ايرانيان آمد . عجيب است كه نام يك پهلوان تورانى بر محلى در دل جلگهء مركزى ايران نهاده شده باشد ولى مىتوان انديشه كرد كه اين نامها در زمانى كه آرياييان با هم زندگى مىكردند و در اطراف ايران منتشر بودند و همان وقتى كه برحسب اسطوره‌ها و حماسه‌هاى ملى ميانهء آنها جدايى افكنده نشده بود نهاده شده است . ازاين‌رو ورنامخواست به معناى قلعه ، قصر و زيستگاه نامخواست است و صورت صحيح آن به صورت مضاف و مضاف اليه مىباشد . به صورت « ور » در اطراف ايران امكنه‌اى نامبردار شده است كه مىتواند براى توضيحى كه ذكر كرديم تأييد خوبى باشد و از آن جمله است ورزرد ( ايذه ، بروجن ) ، ورده ( خرم‌آباد ، ساوه ، سردشت ، كرج ) و غيره و ورجرد ، معرب ورگرد ( كرج ) و غيره .
ورنوسفادران
Va ( e ) rnusf der n
جايى كه از اين پيش سده نام داشت و بعدها آن را همايون‌شهر ناميدند و اينك خمينىشهر مىگويند ، از سه بخش و يا سه ديه نزديك به هم به وجود آمده است و از همين جهت هم سده نام داشت ، يعنى « سه‌ده » و چون دايما نام آن را تغيير داده‌اند دارد هويت تاريخى پيشين خود را از دست مىدهد . به همين دليل است كه بايد دانست تغيير دادن نام امكنه باعث از دست رفتن هويت تاريخى نقاط كشور مىشود و اين گناهى است كه نبايد مرتكب شد . ورنوسفادران كه امروز در تداول عامه آن را ونسفون ( ونصفون ) تلفظ مىكنند آخرين است از سه محلت سده پيشين و خمينىشهر امروز . گاهى نيز مردم آن را بن‌اصفهان و به گويش محلى بنصفان يا بنصفون تلفظ مىكنند ، ولى اصل واژه كه هنوز باقى مانده و در
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : دين‌هاى ايران ، ترجمهء دكتر منوچهر فرهنگ ، انتشارات آگاهان ايده ، 1377 ، ص 86 .
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 842 | محمد مهريار