« گمانه » به معناى چاه و يا نمونهء قناتى است كه براى تحقيق دربارهء وجود آب مىكنند .
بنابراين واژهء كماسه كه خود آن از همان ريشهء « كم » و « گوم » ساخته شده است بهطور كلى به معناى قنات است و از باب اطلاق عام به خاص نام ديه ما در اينجا واقع شده است و اتفاقا متناسب با محل نيز مىباشد .
كمران
Kamr n
كمران ديه بزرگى است در دهستان پشتكوه موگويى در شهرستان فريدن اين ديه در سال 1345 ، 235 نفر جمعيت داشته است . ناحيت فريدن به اجمال ناحيتى است سردسير افتاده در غرب و شمال غربى شهرستان نجفآباد ، كه از ديرباز مركز آبادانى ، گندم ، بنشن و مراتع بسيار بوده است . پس از اصلاحات ارضى و مهاجرت بسيارى از ارامنه در آنجا از شكوفايى اقتصادى آن كاسته شده است . فرهنگ لرى در بسيارى از ديهها و از جمله ديه حاضر ما غلبه دارد . در بعضى جاها نيز مثل چادگان زبان تركى رايج است . يكى از علل تنزل اقتصادى آن بازگشت ارامنهاى است كه شاه عباس آنها را از قفقازيه و ايروان به ايران كوچانيد .
قسمت مهمى از آنها در فريدن سكونت جستند كه اكثرا به وطن خود بازگشتند . اثر تاريخى در آنجا نيست هرچه از بزرگى و جلالت در آن بشود پيدا كرد در نام اين ديه و ساير ديهها خلاصه مىشود . ما هم به آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
كمران از دو جزء « كم + ران » تركيب شده و جزء دوم « ران » خود مركب از « ر + ان » مىباشد . جزء اول « كم » مصحف يا صورت ديگرى از « كم » و « قم » و « گوم » و امثال اينهاست و ديدهايم كه اين واژه در بسيارى از نامها مثل قومش ، قمشه معادل كمشه ، كمشان ، كمشچه ، كمه و بسيارى ديگر مىآيد . « 1 » از آن جمله قومس و قم و قمصر است و در تمام اينها به معناى قنات است و آبى كه به وسيلهء « گوم » ، در موارد لازم ، از زيرزمين در مىآورند . و جزء دوم « ران » خود از دو جزء « ر + ان » تركيب شده ، حرف اول « ر » هموند است و « ان » علامت كثرت و نسبت است . پس كمران معادل « كم + ر + ان » و يعنى جايى كه منسوب به قنات و زايش آب باشد كه درست معادل چمران است .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نامواژههاى كمشچه و كمه در همين فرهنگ .