تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
مرغزار بيد و مشكان [ 1 ] : مرغزار نيكو است و ناحيتى است آنجا بسيرا گويند ، سردسير است ، طول آن هفت فرسنگ در عرض سه فرسنگ . مرغ « 1 » بهمن « 2 » [ 2 ] : بالاء جويم است ، از نواحى شيراز و طول آن يك فرسنگ باشد در عرض يك فرسنگ . مرغ شيدان « 3 » [ 3 ] : مرغزارى است سخت نيكو ، چنانك مانند آن كم‌جايى باشد و پيرامن آن همه عمارتها است و آبهاء روان و به فصل ربيع ميان آن ، آب گيرد همچون « 4 » بحيره‌يى ، باز بجوشد « 5 » و طول آن ده فرسنگ باشد در عرض ده فرسنگ . مرغزار كامفيروز [ 4 ] : مرغزارى است پاره پاره ، و بر كنار رود كر و بيشه است و معدن شير شرزه . و مكابر باشند . و بيرون از اين ، مرغزارك‌هاء « 5 » كوچك باشد امّا چيزى نباشد كى ذكرى دارد و پارس سربسر چندانك درّه‌ها « 6 » و قهستان‌ها است ، جمله گياه‌خوار است و مرغزار كمه « 7 » [ 5 ] و « 8 » سروات ، از جمله مرغزارهاء معروف نيست امّا چهار پا را عظيم سود دارد .
شرح
[ 1 ] . مرغزار بيد و مشكان ، ناحيت بسير است . . . و علفزار عظيم دارد . ( همانجا ، ص 135 ) . [ 2 ] . مرغزار بهمن . به حدود جويم ابو احمد است يك فرسنگ در يك فرسنگ طول و عرض دارد . ( همانجا ) . [ 3 ] . مرغزار شيدان : علفزارى در نهايت خوشى است چنان كه كم جايى بود و پيرامونش همه ولايت معمور و در او چشمه‌هاى بسيار و آب‌هاى روان و به وقت آب‌خيز ، ميانش بحيره شود و به هنگام گرما خشك گردد و اين مرغزار ده فرسنگ است و علف او سازگار است و حكما در باب خوشى آن موضع و غوطه دمشق و سغد سمرقند و شعب بوّان گفته‌اند و پيشتر ياد كرده شد . ( نزهة القلوب ، ص 135 ) . [ 4 ] . حمد إله مستوفى مىنويسد : « مرغزار كامفيروز ، مرغزار تازه تازه است بر كنار رود كر و بيشتر معدن شير است و علفش بغايت نيكوست اما از بيم شير ، آنجا چهار پا كم برند . ( نزهة القلوب ، ص 136 ) . [ 5 ] . در نزهة القلوب : مرغزار كمين و پرواب و خواست جان از مرغزارهاى معروف نيست اما گياهش با چهارپا سازگار بود و بهتر از ديگر جاىها . مرغزار نرگس به جوار كازرون و جره به حدود خان آزاد مرد . . . ( ص 136 ) .
هامش
( 1 ) .P: مرغزار . ( 2 ) .P: بهن . ( 3 ) .P: مرغراز . ( 4 ) .P: « بحيره باز بجوشد » را ندارد .B: دارد : باز بخوشده . ( 5 ) .P: مرغزارها . ( 6 ) .P: دريا . ( 7 ) .P: ندارد . ( 8 ) .PB: ندارد .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 371 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى