برين جملت بود ، بعد از آن پدران امير كيش مستولى شدند و جزيرهء قيس [ 1 ] ، و ديگر جزاير به دست گرفتند و آن دخل ، كى سيراف را مىبود ، بريده گشت و به دست ايشان افتاد و ركن الدوله خمارتگين [ 2 ] قوّت راى و تدبير آن نداشت كى تلافى اين حال كند و با اين همه ، يك دو بار به سيراف رفت تا كشتىهاء جنگى سازد و جزيرهء قيس و ديگر جزاير بگيرد و هر بار ، امير كيش او را تحفهيى فرستادى و كسان او را رشوتها دادى تا او را باز گردانيدندى و به عاقبت چنان شد ، كى ، يكى بود از جملهء خانان « 1 » نام ابو القسم و سيراف نيز بدست گرفت و به هر دو سه سال كى لشكرى را آنجا فرستادى و رنجها كشيدندى از وى « 2 » ، چيزى نتوانستندى ستدن و چون حال آنجا برين « 3 » گونه بود ، و هيچ بازرگانى « 4 » به سيراف كشتى نيارست آورد ، از بهر ايمنى راه به كرمان « 5 » يا مهربان [ 3 ] يا دورق « 6 » [ 4 ] [ 137
f
]
شرح
[ 1 ] . جزيره قيس كه ايرانىها آن را كيش مىنامند ، چهار فرسخ مساحت دارد و بسيار زيباست و اطراف آن را عمارات عالى و باغهاى دلگشا احاطه كرده است . پادشاه عمان در آنجا اقامت دارد و كشتىهايى كه ما بين هندوستان و فارس اياب و ذهاب مىكنند ، در آنجا توقف مىنمايند چندين آب انبار بزرگ براى ذخيره آب باران و پنج بازار معمور در آنجا موجود است پادشاه آنجا را من ديدهام قيافهاش شبيه به ايرانيان است و به طريق ديلميان لباس مىپوشد . . . در اين نقطه صيد مرواريد مىشود . . . ( ياقوت ) . ( از صفحه 807 ، شهرهاى سواحل خليج فارس ) .
[ 2 ] . دويم از هفت تن كه ذكر رفت ، ركن الدين خمارتگين بود از انشاء دولت سلجوقى ، سلطان محمد بن ملكشاه بن الب ارسلان ، او را به شيراز فرستاد و به واسطه ضعف راى و قصور تدبيرى كه داشت امور مملكت تنسيق نمىتوانست داد و اعمال فارس به اين واسطه استقامت نمىيافت . سيراف . . . بواسطه ملوك قيس كه جزاير را به دست فرو گرفتند و آن را خراب گردانيدند و خمارتگين دو نوبت لشكرى تمام ترتيب كرد و بر سيراف كشيد . و از تلافى عاجز ماند و هر نوبتى به تحفهيى چند حقير خشنود مىگشت و باز مىگرديد . ( شيراز نامه ص 42 ) .
[ 3 ] . در اصل « مهروبان » . اين بندر در قرن چهارم بندر ارجان به شمار مىآمد و شهرى معمور بود و مسجدى خوب و بازارهاى آباد داشت و در حدود العالم آمده است كه : ماهى روبان شهرى است اندر ميان آب نهاده چون جزيرهيى ، جايى خرم است و بارگاه همه پارس است . ( ص 133 ) .
[ 4 ] . دورق يا بلوك فلاحى « درازى اين بلوك از قريه شاه عبد إله كه در قديم شهر ماه روبان بود تا محمره 35 فرسخ و پهناى آن از « چمه صابى » تا « بندر معشور » 9 فرسخ . ( فارسنامه ناصرى ، ص 1413 ) .
هامش
( 1 ) .B: ختان .P .حنان .
( 2 ) .Bبودى از وى حافظ ابرو دارد : و بودى كه بر ايشان هيچ دست نيافتندى چون . . .
( 3 ) .P: بدين .
( 4 ) .B: بازركارى .
( 5 ) .B: با كرمان .
( 6 ) .P: ذورق .