تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
خاندان در برابر قدرت برآمدهء سلجوقيان برافتاد . طغرل بيگ بنيادگذار خاندان سلجوقى به هنگام مرگ در 455 ( 1063 ) برادرزاده‌اش الب ارسلان را به ولايت عهد خويش برگزيده بود كه به برادرش قاورد در طى زندگانى طغرل بيگ حكومت پاره‌اى از ولايات شرقى واگذار شده بود . از اين رو وى بر قسمت اعظم ايران در روزگار فرمانروايى عمو و برادرش از 433 ( 1041 ) تا تاريخ مرگش در 465 ( 1072 ) ، حكومت مىكرد . جانشين الب ارسلان پسر او سلجوق بزرگ ، ملكشاه ، 465 - 485 ( 1072 - 92 ) و وزير او نظام الملك بود . چهار تن از پسران ملكشاه يكى پس از ديگرى به تخت ملك برآمدند و با اين همه با دو تن از ايشان در اينجا سر و كار داريم كه پيش از اين نامشان را برده‌ايم يعنى پسر ارشد ملكشاه بركيارق ، 487 - 498 ( 1094 - 1104 ) كه در زمان سلطنت او جدّ مؤلف ، مستوفى الممالك فارس بود و برادر بركيارق ، سلطان غياث الدين محمّد 498 - 511 ( 1104 - 17 ) حامى ابن بلخى و شاهزاده‌اى كه ابن بلخى كتاب خود را به نام او كرده است . پس از بر افتادن خاندان بويه اين سلطان‌هاى سلجوقى كه به جاى آنان فرمانروايى مىكردند ، عادت داشتند كه اتابيگان و در اصل « حاكمان » پسران خود را به حكومت ايالت‌هاى دور افتاده بفرستند و نخستين اينان اتابيگ ركن الدّوله خمارتگين بود كه در فرمانروايى او ، جدّ ابن بلخى چنان كه پيشتر گفته شد به وى خدمت كرده بود . اتابيگ ديگر ، فخر الدّين چاولى ( يا جاولى در تاريخ‌ها و وقايع نامه‌هاى عرب ) بود كه هنوز به هنگام تأليف ما مىزيست . [ 1 ]
شرح
[ 1 ] . تاريخ‌هاى دقيق انتصاب اين دو اتابيگ را كه بخصوص مورد توجّه حافظ ابرو واقع شده‌اند مراجع ما ، به دست نداده‌اند . با اين همه ابن الاثير مىنويسد كه چاولى در 510 ( 1116 ) درگذشت و از حضور او در فارس به سال 493 ( 1099 ) ياد مىكند . اين مىبايست همان سال يا سال بعدى انتصاب او باشد زيرا ابن بلخى از خمارتگين در فارس به سال 492 ( 1098 ) ياد مىكند . و شايد اين همان سال مرگ او باشد . ابن الاثير بيش از يك بار در وقايع سال‌هاى 450 ( 1058 ) تا 485 ( 1092 ) از خمارتگين ياد مىكند امّا هرگز نه با لقب ركن الدوله . وى نجم الدوله خوانده شده با لقب الطغرايى و الشّرابى ( منسوب به شراب ) پس از او به نام خمارتگين النائب ( نايب ) ياد شده كه شحنه بغداد در 482 ( 1089 ) بوده است . به علاوه ، تقريبا در همان زمان نامى از خمارتگين التتشى [ به ضم هر دوتا ] به ميان آمده است امّا شايد اين ، شخص ديگرى باشد .
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 22 | منصور رستگار فسايى / ابن البلخي / رستگار فسايى