تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
بىآب افكند و خفه كند . سپس ابو منصور را اسير كردند و به دژ معروف پهن دز [ به فتح پ و ه ] ( نزديك شيراز ) بردند و به زودى وى نيز در آنجا به كام مرگ افتاد و حكومت فارس به فضلويه رسيد كه زير علم سرورى و خداوندگارى سلجوقيان در آمده بود . [ 1 ] با اين همه ، تاريخ گزيده اين مطلب را مىافزايد كه پس از مرگ اين ابو على منصور در 448 ( 1056 ) برادرش الملك ابو على ، چهل سالى از سلطان‌هاى سلجوقى ، منصبى اسمى داشت و مزايايى طبل و علم به وى تعلّق گرفته بود ، تا هنگامى كه در 487 ( 1094 ) در سلطنت بر كيارق مرگ بر او پنجه زد . « ابن بلخى به تفصيل ( ورق‌هاى 87 الف تا 88 ب ) به بيان تاريخ فضلويه و افراد قبيله او ، شبانكاره مىپردازد و با جزيياتى دربارهء تبار و اصل و اعمال آنان كه ظاهرا در روايت‌هاى ديگر مورخان ديده نمىشود ، مىپردازد . به نوشته او مردم شبانكاره در اصل در فارس گله‌دارى مىكردند تا اينكه بعدها حكومت آل بويه فرو پاشيد و كردها ، در سرزمين فارس قدرتى تشكيل دادند . در اين زمان بنا به قول مؤلف ما ، مردم شبانكاره به پنج عشيره تقسيم مىشدند يعنى اسماعيلى ، رامانى ، كرزوى [ به فتح كاف و ضمّ زا ] ، مسعودى و شكانى [ به فتح شين ] . اسماعيلىها تبارى نژاده‌تر از همه داشتند . امّا مهمترين عشيره يا قبيله ، رامانىها بودند ( ياراهانى ، چنان كه ممكن است در نسخه خطى خوانده شود . ) كه رئيس آنها فضلويه [ 2 ] بود . وى اين مقام را از پدرش على ( ابن الحسن بن ايوب ) به ارث برده بود و در آغاز جوانى كه گاوچرانى بيش نبود به خدمت صاحب عادل ، وزير آخرين امير
شرح
[ 1 ] . از پنج پسرى كه با كاليجار داشت ، ابن بلخى ( ورق 90 الف ) تنها نام دو تن را مىبرد ، ابو نصر پسر ارشد و ملك ابو منصور آخرين فرد خاندان بويه . با اين همه مؤلف زيج نام ايشان را چنين برمىشمارد : پسر ارشد ، ابو نصر مذكور در ابن بلخى كه شايد همان كسى باشد كه زيج ، امير الامرا ابو شجاع مىخواند و نام آخرين امير در زيج چنين است : الملك العزيز الملك الرحيم ابو منصور خسروه ( خسرو ) فيروز . سه پسر باقى مانده اين‌ها بودند : الامير ابو الفوارس خورشاه سپس الامير ابو دام [ به فتح ميم ] رستم و بازپسين همه الامير ابو الحسن على . حافظ ابرو آخرين فرد خاندان بويه را ملك الرّحيم ابو نصر مىخواند به جاى ابو منصور كه ابن بلخى چنين مىنامد . [ 2 ] . حافظابرو گاهى نام فضلون را مىنويسد و اين همان املاى مذكور در ابن الاثير است .