و درختهاء ميوه و انواع رياحين را از قهستان به آنجا نقل كرد ، چه افراسياب بيخ همه ببريده « 1 » بود ، و اوّل كسى او بود كى انواع ديگها و خوردنىها فرمود گوناگون . و سخت عادل و نيكو سرشت بود ، و گرشاسب در روزگار وى با او يار و همباز بود ، قومى گفتهاند فرزند او بود و او را عزيز داشتى بيش از حدّ فرزندى و قومى گفتهاند شريك او بود و قومى گفتهاند كى نبيرهء او بود .
گرشاسف بن وشتاسف . « 1 »
مادر گرشاسب ، دختر بن « 2 » يامين بن يعقوب - عليه السّلم - بود « 2 » ، و چون زو بن طهماسب ، كناره شد گرشاسف به پادشاهى نشست و سيرت پسنديده سپرد و آخر ملوك پيشداديان ، او بود و هيچ اثرى نداشت كى از آن باز توان گفت ، پس پادشاهى به كيانيان افتاد .
طبقهء دوم از ملوك فرس ، كيانيان بودهاند : كيقباد بن زاب
اوّل كيانيان كيقباد بود [ ه ا ] ست و نسب او ياد كرده آمد [ ه ا ] ست [ 1 ] در باب انساب . و سيرتى داشت سخت نيكو ، و از آثار وى آن است كى در ولايتها قسمت [ 40
f
] حدود و كورتها [ 2 ] كرد و يك عشر بر غلّهها نهاد تا در وجه لشكر كنند و عمارت دوست بود و عادل ، و ميان او و ترك بسيار جنگ رفت امّا هيچ ظفر ، بر ايرانيان نيافتند و مقام ، بيشترين بر كنار جيحون و آبادانىها بودى كى نزديك جيحون است به اعمال [ 3 ] بلخ از بهر دفع ترك ، و در عهد او
شرح
[ 1 ] . كريستين سن نسب او را چنين مىداند : كيقباد بن پسر رگ (Rag) پسر نوتران (Notaran) يا نوترگان . پسر منوش (Manus) پسر نوتر ( كيانيان ، ص 107 ) .
[ 2 ] . كوره : شهرستان ، ناحيه جمع آن كور . اين كلمه معرب « خره » است . ( معين ) .
[ 3 ] . نواحى .
هامش
( 1 ) .B: « مادر گرشاسب دختر بنيامين بن يعقوب - عليه السّلم - بود . » .
( 2 ) .p: ا بن .