خليفهى موسى - عليهما السلام - بود ، ايشان را از بيابان بيرون آورد به فلسطين . و با جبّاران حرب كرد و شهر از ايشان بستد ، و مدّت ملك منوچهر صد و بيست سال [ 1 ] بود و چون گذشته شد ، « 1 » افراسياب بيامد و جهان بگرفت .
افراسياب [ 1 ] ترك
افراسياب [ 2 ] عمر دراز و ملك بسيار داشت ، امّا مملكت ايران بعد از منوچهر ، دوازده سال داشت به تغلّب ، و چندانك توانست در عراق و بابل و قهستان خرابى مىكرد : از درختان بريدن و كاريزها انباشتن و چشمهاء آب را كور گردانيدن و دزها و ديوارها و شهرها كندن ، چنانك قحطى عظيم پديد آمد ، و مردم ، در رنج
شرح
نتوانستند آمد . . . در اثر ضربت عصاى موسى ، دوازده چشمه در آن جارى شد ، چون قوم موسى خداى را استوار نداشتند ذلّت و مسكنت و عقوبت به ايشان رسيد و چهل سال در تيه سرگردان ماندند تا موسى و هارون بمردند و يوشع بن نون كه جانشين موسى بود ايشان را برهانيد . ( فرهنگ اساطير ، دكتر ياحقى ، ص 153 . )
[ 1 ] .مرا بر صد و بيست شد ساليان * به رنج و به سختى ببستم ميانبجستم ز سلم و زتور سترگ * همان كين ايرج نياى بزرگجهان ويژه كردم زپيتارهها * بسى شهر كردم ، بسى بارههاچنانم كه گوئى نديدم جهان * شمار گذشته ، شد اندر نهان( 1594 / 279 / 1 )دو چشم كيانى بهم برنهاد * بپژمرد و برزد يكى سرد بادشد آن نامور پر هنر شهريار * به گيتى سخن ماند از او يادگار( 1608 / 282 / 1 )
[ 2 ] . در شاهنامه پس از منوچهر نوبت سلطنت به نوذر مىرسد كه به دست افراسياب كشته مىشود .به پيش پدر شد بپرسيد از او * كه با من جهان پهلوانا بگوىكه افراسياب آن بد انديش مرد * كجا جاى گيرد به دشت نبردچه پوشد كجا بر فراز درفش * كه پيداست تابان درفش بنفشمن امروز بند كمرگاه او * بگيرم كشانش بيارم به روىبه دو گفت زال اى پسر گوش دار * يك امروز با خويشتن هوش داركه آن ترك در جنگ نر اژدهاست * دم آهنج و در كينه ابر بلاستدرفشش سياه است و خفتان سياه * از آهنش ساعد ، از آهن كلاههمه روى آهن گرفته به زر * درفشى سيه بسته بر خود بر( 28 / 347 / 1 )
هامش
( 1 ) .B: ندارد .