ذكر حكومت قاورد و ابناء او « 1 » در ممالك كرمان
بزرگ « 2 » آن طايفه و سر « 3 » آن خيل عماد الدّوله قراارسلان بيك قاورد بن جغر « 4 » بن داود بن ميكائيل بن سلجوق انتزاع مملكت كرمان را از دست غير متعيّن شد ، و در [ شعبان سنهء ] « 5 » اثنين و اربعين و أربعمائة سرهء ممالك كرمان را مضارب خيام عظمت گردانيد . در آن وقت ممالك كرمان و فارس در تصرّف باكالنجار بن سلطان الدّوله بن بهاء الدّوله بن عضد الدّوله بود و از قبل او « 6 » بهرام بن لشكرستان از ابناء ديلم در كرمان حاكم بود .
چون قاورد به كرمان رسيد در خدمت او از طبقات ترك « 7 » و تركمان پنج شش هزار سوار بودند . همه بر زين زاده و در زره پرورده . و در شهر سردسير با بهرام مشتى « 8 » ديلم عاجز بيچاره . بهرام در شهر فروبست . ديالم زوبينى كه داشتند انداختند و از تير تركان بيشتر هلاك شدند . بهرام صورت واقعه انهاء ملك « 9 » باكالنجار كرد . مدت اغاثت و اعانت او متمادى گشت . شدت بأس « 10 » قاورد مهلت انتظار نمىداد . بهرام مصلحت خود و رعيّت در صلح ديد بر آنكه ولايت تسليم كند و دختر خود به قاورد دهد . ملك باكالنجار [ از شيراز روى به كرمان نهاد . بهرام كس فرستاد و كنيزكى را از خواص حرم او به مال بسيار بفريفت تا باكالنجار ] « 11 » را زهر داد و در ولايت خنات وفات يافت . لشكرش چون صولت لشكر ترك شنيده بودند هم از آن منزل روى به شيراز نهادند و ملك كرمان قاورد را مسلّم شد . و در آن ايّام گرمسيرات كرمان در دست كوفج بود و به روزگار دراز از عجز ديلم متغلّب « 12 » شده بودند و جملهء گرمسير « 13 » از جيرفت تا لب دريا فرو گرفته و تا حدود فارس و عراق و خراسان تاخت مىكردند و كاروانها مىغارتيدند . قاورد ايشان را مسخّر
هامش
( 1 ) با : آن .
( 2 ) با ، گ ، مل : تابعه .
( 3 ) با ، گ ، مل : قرم .
( 4 ) با ، گ : جقر .
( 5 ) با ندارد .
( 6 ) با ندارد .
( 7 ) اساس : تازيك .
( 8 ) گ : هشتى .
( 9 ) با ، گ ، مل : بارگاه ملك .
( 10 ) با ، گ ، مل : يأس .
( 11 ) اين عبارت را با ندارد .
( 12 ) با ، گ ، مل : منقلب . مو : متقلّب .
( 13 ) با : گرمسيرات .