اين عزيمت از سيرجان به شهر بابك و حدود مروست « 1 » رفت . بعد از التقاء فريقين منهزم بازگشت و راه خراسان پيش گرفت . [ و مملكت صيد ] « 2 » عضد الدوله آمد و تا فارس و بغداد مضاف « 3 » گشت . پسرش بهاء الدوله ابو نصر « 4 » در سنهء ثلاث عشر و أربعمائة روزى چند بردسير را محطّ رحال جلال ساخت و مملكت كرمان در تصرّف ديالمه بماند « 5 » تا به روزگار « 6 » ملك « 7 » رحيم سلطان الدّوله ابى كالنجار بن بهاء الدوله كه مملكت ديالمه روى در انحطاط نهاده بود در سنه ثلاث و عشرين و أربعمائة سلطان شهيد ناصر الدّين مسعود بن السلطان الغازى يمين الدّوله محمود بن سبكتكين يارقتوقمش جامهدار را با پنج هزار سوار ترك و هند و پيلان بسيار از راه قصدار « 8 » به استخلاص مكران و قلع عيسى بن عدنان و تمكين برادرش ابو العسكر بفرستاد و آن ولايت را مضبوط و مستخلص گردانيد و عيسى كشته شد و ابو العسكر متمكّن كشت . ديناريان كه مدتهاى مديد در مكرانات حكومت كردند از نژاد ابو العسكر بودند . بعد از آن احمد بن على بن نوشتكين « 9 » را كه از اعيان حجّاب و اعوان جناب مسعودى بود ، با ده هزار سوار و پنج هزار پياده نامزد فتح و ضبط كرمان گردانيد و ايشان در مدّت چهار ماه اطراف سردسير و گرمسير را برّا و بحرا مصفّى و مسلّم « 10 » كردند و مادّهء حكومت ديلميان و عضديان از كرمان منقطع شد و يك سال و نيم آن مملكت در قبضهء تصرّف نوّاب سلطان مسعود بماند . اسباطا « 11 » عضد الدّوله استغاثه به خدمت « 12 » القائم بالله ابو جعفر بردند و او ايشان را حكم و لشكر داد ، به كرمان آمدند و اكابر كرمان نيز با ايشان متّفق شدند تا مسعوديان را منهزم و منفعل از حدود نرماشير به تخوم « 13 » خراسان دوانيدند و اسباط « 14 » عضد الدّوله كرّة اخرى امارت « 15 » و
هامش
( 1 ) ما : مرو .
( 2 ) با : سيصد و شصت . گ : صيد شصت . مل : درصد و شصت . مو : ، صيدست .
( 3 ) همه نسخهها : مصاف ! تصحيح قياسى است .
( 4 ) ما : و ابو النصر .
( 5 ) با : نماند .
( 6 ) با ، گ : پروردگار .
( 7 ) با : مملكت .
( 8 ) اساس : قندهار .
( 9 ) با : بوسكين . گ : بوسنكين . مل : سبكتين .
( 10 ) با ، ما ندارند .
( 11 ) با ، گ : اسباب .
( 12 ) با ، گ ، مل : خليفه .
( 13 ) با ، گ بدون نقطه .
( 14 ) با : اسباب .
( 15 ) با : عمارت .