تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
در ولايت فارس به جانب علفخوارها رفتند . امير يادگار شاه و امير نوشيروان با تومانات برانغار به طرف قلعه سفيد و شولستان و توابع و نواحى آن متوجّه شدند و امير شاه ملك با تومانات جوانغار به جانب دارابگرد و شبانكاره عزيمت فرمود و امير زاده رستم بن امير زاده عمر شيخ بهادر - خلّد اللّه ملكه « 1 » - به دار الاماره اصفهان ، چنانچه پيشتر مقرّر بوده ، متوجّه گشت و حضرت سلطنت شعارى بلدهء فاخره شيراز را چند روزى محل اقامت ساخت . امراى لرستان و شولستان صورت اطاعت و دولتخواهى به جاى آوردند . ملك گرگين از ولايت لار به درگاه جهان پناه حاضر شد و حضرت سلطنت شعارى از اصول و فروع هر يك را على « 2 » حسب تفاوت اقدارهم « 3 » و بنا بر اين مقدار هم « 4 » ، فراخور خلوص عقيدت و حسن عبوديّت به عواطف « 5 » و مراحم و انعام و اكرام محفوظ و ملحوظ گردانيد و خوف و رعبى كه در دل و خاطر هر يك در قضيّه ، امير زاده بايقرا متمكّن گشته بود ، به مرحمت و عاطفت ، ازالت آن لازم شمرده مطمئن و مستظهر گشته به اوطان و بلدان خود مراجعت نمودند . پيشتر ايلچى به جانب ششتر فرستاده بودند . چون بدانجا رسيد سلطان اويس بن ولدشاه « 6 » بن سلطان اويس ايلچى بندگى حضرت را اعزاز و احترام نموده ، ايلچى خود مصاحب او پيش بندگى حضرت فرستاد و اظهار اذعان و انقياد نموده طريقهء خدمت و تواضع مرعى داشته با پيشكش و خدمتى لايق در بلدهء شيراز به محل عرض رسيد . حضرت سلطنت « 7 » شعارى ايلچى او را تربيت و عنايت فرموده اجازت معاودت داد . چون ماه روزه به آخر رسيد . « 8 »
دور طرب رخ نمود روزه به پايان رسيد * رايت سلطان عيد بر سر ميدان رسيد
حضرت سلطنت شعارى ممالك قم و كاشان با توابع و مضافات آن به امير زادهء اعظم
هامش
( 1 ) با ، گ : خلّد اللّه . ملكه و طاب ثراه . مل جمله دعائيه را ندارد . ( 2 ) با ، گ ندارند . ( 3 ) مل : مقدار هم . ( 4 ) مل : و تباين اقرارهم . ( 5 ) مل : عواصف . ( 6 ) با : سلطان اويس بن شاه شجاع بن شاه ولد . گ ، مل : سلطان اويس بن شاه ولد . ( 7 ) با ندارد . ( 8 ) پس از اين در با : مصراع . گ ، مل : بيت .
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى ) — صفحة 372 | عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو ) / صادق سجادى