ذكر وقايعى كه بعد از وقوع « 1 » وفات « 2 » شاه شجاع در فارس « 3 » واقع و حادث « 4 » شد
چون سلطان زين العابدين به حكومت و سلطنت فارس بنشست و سلطان احمد بر موجب فرمودهء شاه شجاع متوجّه كرمان شد ، و وصيّت شاه شجاع آن بود كه اصفهان را به برادرش ابو يزيد دهند . امير معز الدّين اصفهانشاه صاحب اختيار ممالك بود و او را با سلطان ابو يزيد سوء المزاجى بود ، در امضاء آن تقاعدى نمود تا تير از شصت اختيار بيرون رفت و آن « 5 » چنان بود كه اكابر اصفهان دعوت شاه نصرة الدّين يحيى كردند و شاه يحيى بر سبيل استعجال متوجّه اصفهان شد و آنجا متمكّن گشت . و امير زاده در ملك كه حرم شاه شجاع بود ، شاه يحيى را در پوشيدگى به شيراز دعوت كرد و كتابى « 6 » كه كرده بود در راه به دست نوكران سلطان زين العابدين [ افتاد و اين معنى سبب نكبت امير زاده در ملك شد . و در اوايل دولت سلطان زين العابدين ] « 7 » اصول و فروع ممالك از امرا و نوكران و رعاياء ملازم آستانهء امير معز الدّين بودند . چنان كه دأب و عادت جبلى او بود نظر عنايت دربارهء كافّهء رعايا و عامّهء برايا ارزانى داشتى و متجنّده و متسلّحه را جذب خاطر كردى . به مرتبهاى كه مردم محلّ خوف و و رجاء ، و مصدر اميد و بيم جز آستان او نمىدانستند . زين العابدين را انواع توهّم از او بديد آمد . و سبب ديگر آن بود [ كه معزّ الدّين را داعيه آن بود كه والدهء سلطان مهدى را كه حرم بزرگ شاه شجاع بود در عقد نكاح آرد ] « 8 » و تحفهء « 9 » ترتيب آلات و ادوات سلطنت از چتر مرصّع و غيره مىكرد « 10 » و اين
هامش
( 1 ) با ، مل ندارند .
( 2 ) مل : فوت .
( 3 ) گ ، مل : ممالك فارس .
( 4 ) با ندارد .
( 5 ) اساس ندارد .
( 6 ) با ، گ ، مل : گناهى .
( 7 ) با ، گ ، مل اين عبارت را ندارند .
( 8 ) اين عبارت را مل ندارد .
( 9 ) اساس ناخواناست .
( 10 ) همه نسخهها جز اساس : ترتيب مىكرد . اساس : تربيت مىكرد .