فرنگ
دار الملك فرنگ را روميهء عظمى خوانند . اول كسى كه آن را بنا نهاد سيوزنوس « 1 » بود كه در توراة نام او نمرود آمده است . او را پسرى ناخلف بود . ترسيد كه او را برادرى شود . پدر را بگرفت و خادم كرد . سيوزنوس « 2 » از استيلا و غلبه پسر بگريخت و به زمين روميه رفت .
جائى عظيم نزه « 3 » و خرّم ديد « 4 » . شهر روميّه را « 5 » بنا كرد ، و هر اميرى به حسب مرتبه عمارتى كردند . بعد « 6 » از آن چون نوبت پادشاهى به رومنوس رسيد ، آن « 7 » شهر را با روكشيد و نام خود « 8 » بر آنجا نهاد . عجم آن را هرونه « 9 » خوانند . وسط ولايت « 10 » و دار الملك افرنج شد . دور آن تقريبا بيست فرسخ باشد . سيصد و شصت برج بر باروى « 11 » آن ساختهاند و گويند بعد از رومنوس ، هر سال « 12 » يكى « 13 » را به پادشاهى بر تخت مىنشاندند .
چون « 14 » آخر سال مىشد ، او را معزول « 15 » مىكردند « 16 » و ديگرى « 17 » را اختيار مىكردند « 18 » ، تا « 19 » چهار صد و هژده سال بدين « 20 » نوع بگذشت « 21 » ، جلوس « 22 » قيصر پديد آمد « 23 » . بعد از آن پادشاهى بطنا بعد بطن شد . و مردم آن ولايت همه بر دين عيسى ( عليه السّلام ) « 24 » باشند و آن شهر « 25 » در « 26 » غايت « 27 » و « 28 » نهايت و معمورى « 29 » است . هوايى « 30 » غليظ دارد از فراط سرما . فواكه و غلات بسيار در نواحى آن « 31 » حاصل شود . در « 32 » كوههاى آن انواع معادن از
هامش
( 1 ) با ، گ ، مو ، مج ، سيورنوس . مل : سيورتوسن .
( 2 ) با : سيونوس . گ ، مو ، مل ، مج : سيورنوس .
( 3 ) مج : يافت .
( 4 ) مو : بنزهت .
( 5 ) مل ندارد .
( 6 ) با ، گ ، مل : و بعد .
( 7 ) با ، گ ، مد ، مج : او .
( 8 ) با : خود را .
( 9 ) با ، گ ، مو ، مل : هرومه . مج : حرومه .
( 10 ) مو : و وسط و ولايت .
( 11 ) مج : برج و باروى .
( 12 ) مو ، مل : سالى .
( 13 ) مو : هر يكى .
( 14 ) همهء نسخهها جز اساس : و چون .
( 15 ) مل : عزل .
( 16 ) اساس : مىكرد .
( 17 ) مج : ديگر .
( 18 ) با : مىدادند . مج : مىنمودند .
( 19 ) مو ندارد .
( 20 ) همهء نسخهها جز اساس : برين .
( 21 ) مل : گذشت .
( 22 ) مج ندارد .
( 23 ) مو : قيصر باد پديد .
( 24 ) اساس ، مو ، مل ندارند . گ : ع .
( 25 ) مو ندارد .
( 26 ) مو : به .
( 27 ) مل ندارد .
( 28 ) با ندارد .
( 29 ) مو : معمور .
( 30 ) با ، مو ، مج : و هواى .
( 31 ) با : در اطراف اين نواحى . مو ، مل : در اطراف و نواحى آن . گ ، مج : در اطراف و آن نواحى آن .
( 32 ) همهء نسخهها جز اساس : و در .