هذه صورة بحر الروم « 1 »
از مجموع درياها كه در عالم هست « 2 » سواحل هيچيك آبادانتر و پر نعمتتر از اين دريا نيست ؛ كه از هر دو كناره اين دريا به هم پيوسته آبادانى است « 3 » ، و « 4 » عمارت و زراعت متصل يكديگر است . و در اين دريا « 5 » كشتىهاى مسلمانان و كافران از ساير ملل « 6 » روند « 7 » و كار كنند ، و باشد كه از هر « 8 » گروهى ناگاه در ميان دريا چند كشتى به هم رسند و ميان ايشان كارزار واقع شود . اكنون سواحل اين دريا از آنجا كه از « 9 » بحر محيط جدا مىشود ، در مغرب بر جنوب اين خليج ، مغرب زمين است كه ذكر آن گذشت ( و ) « 10 » اسامى شهرها و صورت آن تقرير كرده آمد [ و « 11 » صورت مصر و توابع آن كه بر ركن جنوبى شرقى اين دريا است ، و شام كه بر شرقى اين دريا است ، به شرح و « 12 » تفصيل ذكر كرده آمد ] « 13 » . و آنچه بر شمال اين دريا است ، اقصاى عمارت از جانب مغرب ، زمين اندلس است چنانچه « 14 » بيان كرده آمد . بعد از آن بلاد فرهنگ است و بنادقه كه به يكديگر متصل است .
بعد « 15 » از آن « 16 » بر شرق فرنگ ، بلاد روم است ، و بر ركن شرق شمالى آن دريا ، بلاد ارمن است كه ذكر بعضى از [ آن در « 17 » ] « 18 » بلاد شام داخل است چنانچه « 19 » گذشت ؛ « 20 » و صورت روم « 21 » ( و ) « 22 » شهرهاى آن « 23 » عليحده نبشته « 24 » خواهد شد « 25 » اينجا احوال فرنگ « 26 » و ارمن كه از سواحل اين بحر است ذكر مىكنيم تا بار ديگر بدان محتاج « 27 » نشويم و السلام « 28 » .
هامش
( 1 ) اين عنوان رامو ، مج ندارند .
( 2 ) با : است .
( 3 ) مو : به هم پيوسته است و آبادان .
( 4 ) گ ، مج ، مل ندارد .
( 5 ) با ، گ ، مج : درياها .
( 6 ) مو : ملك .
( 7 ) مو : روندگان .
( 8 ) مو ، مل ندارند .
( 9 ) مو ، مل ندارند .
( 10 ) اساس ندارد .
( 11 ) با ، گ ، مج ندارند .
( 12 ) مج ندارد .
( 13 ) اين عبارت را مو ندارد .
( 14 ) با : چنان كه .
( 15 ) همهء نسخهها جز اساس : و بعد .
( 16 ) با : آنكه .
( 17 ) مج ندارد .
( 18 ) با ندارد . مل : ذكر آن بعض .
( 19 ) همهء نسخهها جز اساس : چنان كه .
( 20 ) مج ندارد .
( 21 ) با ندارد .
( 22 ) فقط در مج .
( 23 ) مو ندارد . مج : او .
( 24 ) گ ، مو ، مل : نوشته .
( 25 ) با ندارد . مج : إن شاء اللّه .
( 26 ) مو ندارد .
( 27 ) مل : محتاج بدان .
( 28 ) با ، مج ندارند . در نسخهء مو ، پس از اين آمده است : هذا صورت بحر روم .