جلد دوم
ذكر بحر روم و سواحل آن
درياى روم خليجى باشد از درياى محيط كه بر جانب مغرب « 1 » است . و « 2 » آن را « 3 » بحر اقيانوس خوانند . از « 4 » جنوبى زمين اندلس و شمالى شهرهاى مغرب زمين ، خليجى به طرف شرق در مىآيد و از ميان طنجه و سبته ، كه يكى بر ( برّ ) « 5 » مغرب است و يكى بر برّ اندلس ، مىگذرد . و آنجا عرض خليج اندك است . چنانچه گويند دوازده فرسنگ « 6 » زيادت نباشد . و چون به جانب شرق در مىآيد ، پهناء دريا زيادت مىشود و اين « 7 » دريا طولانى است از مغرب به مشرق و از آنجا كه ابتداء خليج است از جانب مغرب تا به زمين شام كه بر « 8 » مشرق اين درياست ، قريب هزار فرسنگ باشد ، و عرضش جائى كه زياده است از مصّب نيل كه از سواحل مصر است ، تا خليج قسطنطنيه كه از بلاد روم است ، « 9 » از شمال به جنوب دويست و « 10 » شصت فرسخ « 11 » گويند . « 12 » جانب « 13 » شمال « 14 » اين دريا از جانب مغرب ، اول بلاد اندلس است ؛ بعد « 15 » از آن بلاد فرنگ و بنادقه است ؛ ديگر « 16 » بلاد روم است . بعد از آنكه جانب شمال تمام خواهد شد ، ثغور شام است كه ارمنيان مىباشند . شرقى « 17 » اين دريا ، تمام سواحل شام است ؛ « 18 » و بر « 19 » جنوبى اين دريا متصل شام از جانب مشرق ، زمين مصر است تا به اسكندريه و حدود برقه . بعد از آن شهرهاى مغرب زمين است تا به طنجه كه ذكر آن گذشت « 20 » .
هامش
( 1 ) با : جنوب .
( 2 ) با ، گ ، مو ، مل ، مج ندارند .
( 3 ) مو : او را .
( 4 ) مج : و از .
( 5 ) اساس ندارد .
( 6 ) مل : فرسنگ است .
( 7 ) مو : آن
( 8 ) با ندارد .
( 9 ) با ندارد .
( 10 ) مج ندارد .
( 11 ) مج : فرسنگ .
( 12 ) مل : باشد .
( 13 ) همهء نسخهها جز اساس : و جانب
( 14 ) مل ندارد .
( 15 ) مج : و بعد .
( 16 ) همه نسخهها جز اساس : بعد از آن .
( 17 ) همهء نسخهها جز اساس : و شرقى .
( 18 ) مو ندارد .
( 19 ) با : و از .
( 20 ) مج : گذشت و هو اعلم .